بایگانی‌ها هنر اجرا - مجله نگاه فرد http://negahefard.ir/category/هنر-اجرا/ مجله فرهنگی و هنری Sat, 18 Jul 2020 12:28:04 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=7.1.3 http://negahefard.ir/wp-content/uploads/2018/03/cropped-logo-r-32x32.png بایگانی‌ها هنر اجرا - مجله نگاه فرد http://negahefard.ir/category/هنر-اجرا/ 32 32 ماهیت جشنواره تئاتر چیست http://negahefard.ir/%d9%85%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%aa-%d8%ac%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d8%a6%d8%a7%d8%aa%d8%b1-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/ http://negahefard.ir/%d9%85%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%aa-%d8%ac%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d8%a6%d8%a7%d8%aa%d8%b1-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/#respond Wed, 27 Nov 2019 10:37:36 +0000 http://negahefard.ir/?p=9855   اگر به تاریخ و پیدایش جشنواره رجوع کنیم، می­بینیم که از دل آیین­ها و رسوم آدمیان به ارمغان آمده است. ریشه­ اش به دوران یونان باستان بر می­گردد و بیشتر جنبه مذهبی داشته است که به مرور زمان جنبه ­های دیگری نیز یافت است. هنر تئاتر اولین جنبه هنری جشنواره است. در تئاتر، جشنواره …

نوشته ماهیت جشنواره تئاتر چیست اولین بار در مجله نگاه فرد پدیدار شد.

]]>
 

اگر به تاریخ و پیدایش جشنواره رجوع کنیم، می­بینیم که از دل آیین­ها و رسوم آدمیان به ارمغان آمده است. ریشه­ اش به دوران یونان باستان بر می­گردد و بیشتر جنبه مذهبی داشته است که به مرور زمان جنبه ­های دیگری نیز یافت است. هنر تئاتر اولین جنبه هنری جشنواره است. در تئاتر، جشنواره باعث شد است که کارگردان­ها و نمایش­نامه نویس­ها دور هم جمع شوند و با آثارشان در باب هنر تئاتر بیاندیشند و به یک نظام دیگری دست یابند؛ در این یادداشت، ضرورت حقیقی جشنواره تئاتر را بررسی خواهیم کرد. در وهله نخست  تاریخ پیدایشش را خواهیم دانست و در ادامه به دیالکتیک هگل کرده و  بعد از آن آسیب جشنواره بر تئاتر را در جوامع کنونی  بررسی خواهیم کرد. در آخر نیز به چگونگی جشنواره، که می تواند تئاتر را از آفت زدگی جدا کند، که جشنواره و تئاتر در راستای حقیقت شان حرکت کنند، خواهیم پرداخت.

الف: تاریخ جشنواره تئاتر

در کتاب تاریخ تئاتر سیاسی اینگونه نگاشته شده است: حدود ۵۰۰ سال قبل از میلاد، تئاتر در چهارچوب مراسم دیونی سوس، در میان مردم چنان محبوبیت یافته بود که در جایگاه تعیین شده در بازار، دیگر تماشاچیان جای نمی­ گرفتند. در همین سال­ها دموکراسی مجدداً در آتن احیا گردیده بود[۱]. نکته جالب توجه این که برای دو مؤسسه­ ی دولتی کنگره ملی و تئاتر ساختمان­های جدیدی در نظر گرفته شد. محل جدید کنگره ملی قانون­گذاری، که در مقابل آکروپلیس بود، منتقل گردید. تئاتر هم به کاخی در جنوب آکروپلیس انتقال یافت. ناگفته نماند که در آخرین روز مراسم دیونی سوس، کنگره ملی تشکیل جلسه می­ داد و این اجلاس هم در محل تئاتر به کار خود می­پرداخت. چند سال پیش طی حفریاتی در آن محل، یک کتیبه مرمر به دست آمد، که در آن نوشته شده بود: در این سال­ها مراسم دیونی سوس نظم و ترتیب تازه­ای گرفته و عید دولتی برنامه ویژه­ای برای خود کسب کرده است. این جشن­ها در فرهنگ مردم آتن به عنوان مظهری از پولیس (دولت) تایید می­شد. آتن دارای قشر روحانی نبود و روحانیون به طور افتخاری کار می­کردند. کارناوال مذهبی که سرآغاز این مراسم بود؛ از خیابان­های شهر به طرف تئاتر به حرکت در می ­آمد. پیشاپیش این صفوف اعضای دولت و افراد متنفذ قرار می­ گرفتند و آرخون که ریاست شورای دولتی را به عهده داشت، مراسم را افتتاح می­کرد. از روز دوم مراسم، تئاتر آغاز می شد که برای آن سه روز در نظر گرفته شده بود؛ هر روز سه قطعه اجرا می گردید، سه تراژدی و یک ضمیمه­ ی شاد[۲]. شور و هیجان این جشن­ها هنگامی به اوج خود رسید که نویسندگان و کارگردانان برای هر جشنواره قطعه­ هایی را ارائه می­ کردند که دارای سه تراژدی و یک ضمیمه­ ی شاد بود. تمام این نمایش­ها تا آخرین سال­های فعالیت اشیل از نظر موضوع به هم مربوط بودند[۳]. از تمامی قطعه­ های عرضه شده، برنامه ای برای سه روز برمی­ گزیدند و هر روز هم به یکی از قطعه­ ها اختصاص می­ یافت. روشن است که در این جشنواره کیفیت تئاتر اهمیت خاصی داشت و آن هم از نمایش قطعه­ های جدید به دست می ­آمد. از جمله اشیل در مقابل بازیگری که در نمایش­های تسپیس، پیشاپیش گروه هم­سُرایان سخن می­گفت، شخصیت دومی را قرار داد و به این ترتیب دیالوگ در تئاتر به وجود امد. از این زمان، کلام در مقابل موسیقی که با رقص و هم­سُرایی و به صورت اینسترومنتال اجرا می­شد.

می ­توان دید که در این زمان جشنواره چه آورده ­ای را به ارمغان آورد. هنرمندان با یکدیگر اندیشیدند و دیالکتیکی اتفاق افتاد. در این جشنواره اشیل برای اولین بار دیالوگ را در تئاتر به وجود آورد. تاریخ پیدایش جشنواره و ماهیت جشنواره تئاتر را دانستیم. برای اندیشیدن در باب تئاتر، که هنرمندان با اجراهایشان در این جمع دیالکتیک می­کنند، تئاتر از حقیقت اش بیگانه نمی­شود. حال با این پرسش رو برو می­شویم که دیالکتیک چیست؟

ب: دیالکتیک هگلی

گئورگ ویلهلم فریدریش هگل، فیلسوف بزرگ آلمانی و یکی از پدیدآورندگان ایده آلیسم آلمانی بود. هگل ملزومات ایده ­آلیسم مطلق را ایجاد کرد، تا تاریخ گرایی و ایده ­آلیسم او انقلاب عظیمی در فلسفه­ ی اروپا به وجود آورد؛ که سنگ بنای مارکسیسم و فلسفه قاره ­ای شد. دیالکتیک هگلی می‌گوید که اگر مراحل تفکر و اندیشه را گذرانده باشیم؛ در آن موقع است که آن اندیشه در خود حل می­ شود و عبور می‌کند ویا پدیدار می‌شود. در دیالکتیک هگلی این اتفاق می­افتد که آن اندیشه ای که از تاریخ گرفته­ ایم و بر آن می ­اندیشیم باید در دیالکتیک و منفیت به ارمغان بیاید، تا چیزی از خود یا اندیشمان عبور کند و بعد به نمایش دربیاید. در این میان روح باید از بی واسطگی جدا باشد تا بتواند نوآوری به وجود بیاورد. روح در مرحله اول تحقق یافته نیست و اولین مفهومی که می گوید “ من” می­باشد؛ که هنوز بلاواسطه است. در این میان که ما به تحقق “من” می­ اندیشیم، در این مرحله اندیشیدن است که معنا یا مفهوم به ارمغان آید. روح، بنا است ولی هنوز تحقق نیافته­ است و این با اندیشیدن، دانش و دانستن تکمیل می­شود و باید به “ امر آزادی” برسد. آزادی که از روی احساسات نبوده بلکه با اندیشیدن و یک فرآورده جمعی باشد و نه فردی. باید این اندیشه دیده شود و به نمایش درآید. اگر اندیشه در عمل با زبان بیان شود؛ هیچ ارزشی ندارد. روح باید در جهان واقعی و زمان و مکان رخ بدهد و باید با مفهوم باشد. در این میان است که سوبژکتیو و ابژکتیو با هم به وحدت می­رسند و با منفی بودن یا دیالکتیک مفهوم به وجود می‌آیند. فهم، شعور اولین مرحله برای درک عقلانیت است، اما مفهومی نیست؛ چرا که درک یک امر محسوس و نه عقلانی باید از طریق دیالکتیک و اندیشه حاصل شود. اگر ما می­خواهیم فهم فلسفی داشته باشیم باید از عادت­های فکری جدا باشیم. یعنی از افکاری که محاوره و سفسطه هستند، دوری جوییم. این نظریه می­گوید که باید هر چیزی سوال و مفهومی باشد و نیز سوژه­ای که به ارمغان می ­آید؛ باید ثمره اضطراب و شقاوت باشد. پس حقیقت یک “کل” است. کلی که در حرکت و فرایند “شدن” معنا پیدا می­کند. اگر به فلسفه­ ی دین هگل نگاهی بیندازیم، می­بینیم که خدا، ذات این جهان هستی نیست؛ بلکه ذات را به عنوان خودآگاهی سوبژکتیو تعریف می ­کنیم، که در تاریخ وجود دارد.

ج: آسیب جشنواره بر تئاتر در جامعه کنونی و چگونه بودن جشنواره

در جامع، تئاتر را بلاتکلیف کرده است و این بلاتکلیفی فراورده­ای دارد به نام آفت زدگی هنر تئاتر تنها که نجات این هنر جشنواره می­باشد. متأسفانه یکی از مهم­ترین مرگ­های تئاتر همین جشنواره ­هایی است که تئاتر را به یک مزون بدل کرده است. این هنر سکویی شده است برای خودشیفتگی، دیده شدن و خالی کردن عقده­های روانی؛ اجرا­هایی که از جنبه­ های هنری بویی نبرده ­اند و همه دغدغه­ هایشان گرفتن جایزه است. به خاطر همین امر، در پایان این نوع جشنوارهای­ مزون-تئاتر، به جنگ ختم می­شود. میان هنرمندان برای گرفتن جایزه در اینجا تئاتر نه تنها به مزون بدل می­شود بلکه از ماهیت خویش جدا شده و به یک جنبه کالایی بدل می­شود و در نتیجه تئاتر تجاری محصول می­شود. هزینه­ های سرسام آوری صرف می­ شود و این امر باعث می­شود که هنر تئاتر را تولید کنند برای بدست آوردن پول و جایزه. حال این آسیب را به وضوح در این جامع کنونی لمس و درک می­ کنیم. پس حقیقت تئاتر چه می­شود؟  بیش از ۳۰۰ جشنواره تئاتر هر سال برگزار می­ شود که هیج گونه ثمری ندارد. در کدامین زمان بیدار خواهیم شد؟ کدامین زمان آسیب شناسی جدی تئاتر خواهیم پرداخت؟ تا کجا باید به شعور مخاطب توهین شود. توهین او نمی فهمد، فرهنگ ندارد. چرا به خود هنرمان رجوع نمی­ کنیم؟ مشکل دارد هنر ما است مفهومی ندارد؟ باید این معضل را در جشنواره­ها بررسی کنیم و مخاطبان را به چالش فکری بکشانیم و گفتگو کنیم تا بدانیم چه نوع تئاتری طلب می کنند؟ هنرمندان ما با یکدیگر، در باب اینکه چرا در این زمان فعلی تئاتر هیچ تاثیری در جامعه ندارد، بیندیشند و به یک نتیجه­ی واحدی برسند که تنها نجات تئاتر، جشنواره می­باشد. در اینجا به یکی از نظام­های پزشکی اشاره می­کنم که اندیشه اتفاق می افتد در باب یک دغدغه. با دیالکتیک کردن باهم در یک کمیسیون پزشکی، جمعی از پزشکان در موضوع یک بیماری می ­اندیشند و کشف می­کنند و بعد دست به عمل می­زنند. اگر هنرمندان این جامعه، اینگونه باشند؛ هنر تئاتر زنده خواهد شد و این کمیسیون هنری تنها با جشنواره به ارمغان می آید؛ نه با جشنوارهای­ مزون-تئاتر. چرا که اگر به تاریخ و ماهیت جشنواره تئاتر، که قبلا اشاره شد، نگاهی اندازیم؛ می­ بینیم که در آن زمان یکی از نتایج­ اش این بود که اشیل دیالوگ را به ارمغان آورد. پس اگر در این راستا حرکت کنیم و هنرمندان در این فضا بیاندیشند و کمیسیون­های هنری ایجاد شوند؛ نه تنها تئاتر زنده می­شود؛ بلکه آسیب­های این اجتماع نیز از بین خواهد رفت و رهایی آدمی به ارمغان می­ آید.

 

 منبع

۱: کتاب تاریخ تئاتر سیاسی جلد اول، نویسنده: زیگفرید ملشینگر

۲: کتاب پدیدارشناسی روح،نویسنده:هگل

 

[۱]  دموکراسی مجدداً در سال ۵۰۹ قبل از میلاد و توسط کلایستنس در آتن احیا گردید.

[۲] بعدها یک روز دیگر هم برای کمدی اختصاص داده شد که این کمدی در اصل از مراسم دیونی سوس دیگری گرفته شده بود..

[۳] تریولوژی + ضمیمه شاد = تترالوژی

نوشته ماهیت جشنواره تئاتر چیست اولین بار در مجله نگاه فرد پدیدار شد.

]]>
http://negahefard.ir/%d9%85%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%aa-%d8%ac%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d8%a6%d8%a7%d8%aa%d8%b1-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/feed/ 0
نقدی بر نمایش فرشته تاریخ کاری از محمد رضایی راد http://negahefard.ir/%d9%86%d9%82%d8%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b1/ http://negahefard.ir/%d9%86%d9%82%d8%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b1/#respond Sat, 31 Aug 2019 07:38:30 +0000 http://negahefard.ir/?p=9388 والتر بنیامین، فیگوری در مذمت قهرمان/قربانی بودگی سخن در باب اهمیت است. چرا والتر بنیامین؟ چرا اکنون و اینجا؟   عده‌ای اهمیت اجرا را با میزان اهمیتش برای زمان‌ها و مکان‌ها ردیف می‌کنند، عده‌ای تماشاگر را در مقام آفریننده‌ای دوباره ارج می‌نهند وعده‌ای دیگر نیز هستند که کیفیت‌های فنی اجرا را بر باقی موارد ارجح …

نوشته نقدی بر نمایش فرشته تاریخ کاری از محمد رضایی راد اولین بار در مجله نگاه فرد پدیدار شد.

]]>
والتر بنیامین، فیگوری در مذمت قهرمان/قربانی بودگی

سخن در باب اهمیت است. چرا والتر بنیامین؟ چرا اکنون و اینجا؟

 

عده‌ای اهمیت اجرا را با میزان اهمیتش برای زمان‌ها و مکان‌ها ردیف می‌کنند، عده‌ای تماشاگر را در مقام آفریننده‌ای دوباره ارج می‌نهند وعده‌ای دیگر نیز هستند که کیفیت‌های فنی اجرا را بر باقی موارد ارجح می‌دانند. اجرای فرشتۀ  تاریخ در متعلقات و عناصر سازنده‌اش برای دوباره از سر گذراندن پرسش دلایل این اهمیت گزینۀ چشم‌گیری است
که این روزها در سالن چهارسوی تئاتر شهر به کارگردانی محمدرضایی راد به صحنه می‌رود. رضایی راد در اجراهای پیشین و متونی دیگر که به‌تازگی از او به انتشار درآمده‌اند نسبت خود بازمان و مکان را اثبات کرده و به آن اصرار می‌ورزد. نمایش «فعل» در دبیرستانی دخترانه می‌گذرد که حال و‌ هوای دهه‌های پیشین ایران را داراست و روابط قدرت و سیر غیرخطی زمان در آن موصف جبر تاریخی-سیاسی موجود می‌شوند. گزارش خواب طرح‌واره‌ای از یک فضای استوانه‌ای و درعین‌حال دوار است که مخرجی ندارد و آدم‌های نمایشنامه در متن به بدل‌های خودشان در تواریخ دیگر برخورد می‌کنند. فرشتۀ تاریخ نیز در رویه‌های متن خود قرار است روایتگر شب مرگ والتر بنیامین، فیلسوف یهودی باشد. بنیامین که با قدرت گرفتن نازیسم در اروپا، نه تنها به خاطر مذهب بلکه به‌موجب تفکرات مارکسیستی‌اش، عرصۀ گریز را بر خود تنگ‌تر یافته و در مرز فرانسه و اسپانیا به دست نیروهای گشتاپو گرفتار آمده است.
در خط روایی متن، ما از حدود آن شب و حصارهای بازداشتگاه فراتر نمی‌رویم. اما ذهن بی‌مرز، پیچیده و پر گوی بنیامین، که با توجه به رسالات به‌جامانده از وی، بی‌ربط با واقعیت هم نبوده، مسیر تأمل‌برانگیزتری از شب منتهی به مرگش را در تخیل مخاطب می‌آفریند.
در ابتدای متن نمایشنامه، نویسنده به نقل از بنیامین عنوان می‌کند: «صورت‌بندی و بیان روشن گذشته به شکل تاریخی، به معنای تصدیق آن،همان‌گونه که واقعاً بوده، نیست. معنای آن به چنگ آوردن خاطره‌ای است که هم‌اینک در لحظۀ خطر درخشان می‌شود». شایان‌ذکر است که متن و اجرا ازنظر فرمی و محتوایی کاملاً به این مفهوم وفادار می‌مانند. تمامی المان‌های زیستِ فیزیکی و فکری بنیامین، رساله‌هایش، روابط عشقی، حرفه‌ای و جهان‌بینی او سازندۀ خردهِ روایاتِ متن رضایی راد می‌شوند و بنیامین را چون عکسی، از فیلمِ طویلِ تاریخ جدا می‌کنند. برتولت برشت که از دیگر شخصیت‌های نمایش و پرچم‌دار تئاتر اپیک است، در معاشرت و همفکری با بنیامین کمی گرم‌تر از برشتی است که انتظار می‌رود باشد. گویی نگاهِ بافاصله و غیر دراماتیکِ او به نمایش در این نقش، تحت تأثیر تراژدیِ مرگِ بنیامین تلطیف یافته باشد. در مکالمات آن دو می‌شنویم که این شب دراماتیک‌تر از آن است که بتوان پایان اپیکی برای آن متصور شد. بنیامین حتی در لحظه‌ای که سقراط وار جامی فرضی را برای ترسیمِ پایانِ خود سر می‌کشد به برشت می‌گوید: «خوب بازی کردم برشت؟ نخواستم دراماتیک بازی کنم. سعی کردم ژست خیرگی رو نشون بدم و ژست یکبارگی رو» و در برابر او برشت و معشوقه‌اش آسیه لاسیس، هرکدام نظرات متضادی را ابراز می‌کنند. و این‌گونه رویه‌های دراماتیک و اپیک اجرا به تلاقی می‌رسند.
رضایی راد با تأکید بر وقفه، در مرگ بنیامین تعلل می‌ورزد و در طول سه ساعت اجرا سعی دارد این یک تکه عکس جداشده از تاریخ را بر بستر نشئگی بنیامین تکثیر کند. مدت اجرا اگر در طویل بودگی‌اش تماشاگر را معذب کرده باشد؛ به‌عوض در بیش از کافی پرداختن به ساخت زیبایی شناسانۀ مفهومش او را محترم می‌دارد. خط روایی متن همچنان که تأکید بر همان یک‌شب و همان منظرۀ آب‌های جزیره دارد، که بنیامین بر آن محاط شده؛ مدام از عدم اهمیت مکان‌ها و زمان‌ها می‌گوید و به‌جای آن به اهمیت نقش انسان تأکید می‌کند. این اثر بافاصله از آثاری که به‌تازگی به نمایش درآمده‌اند، به شکلی هنرمندانه هم اثری و بی‌اثری تاریخ و جغرافیا را بر سرنوشت انسان نشان می‌دهد و در پربرگ ساختن محصولش از بنیامینی مدد می‌جوید که هم‌زمان هر انسانی است با تناقض‌های هر انسان و هر ابر-انسانی نیز هست در مقاومت با همان تناقض‌ها. همان اندازه متأثر از مکان و زمان و همان قدر فارغ از اینکه بخواهد تسلیم آن باشد. طراحی صحنه و بازی‌های به‌واقع درخشان بازیگران همگی در خدمتِ نمایانیِ ژستِ تناقض هستند و زیرمجموعه‌های آن ترس، ناامیدی ‌و رنج را نشان می‌دهند که از بنیامین به «انسان» پیوند می‌خورد و مبین آن پارادوکسی می‌شود که همۀ انسان‌ها از آن فرسوده شده و وا‌می‌مانند. از ارجاعات فراوان تاریخی و فلسفی اثر نیز نمی‌توان چشم پوشید که مؤید سؤالات، تصاویر یا مفاهیم ثابتی هستند که در طول تاریخ با ذاتی یکسان اما به لباس‌های مختلف تکرار شده‌اند و آن را از زمان و مکان تهی کرده‌اند. تلاش رضایی راد برای قدسی نکردن فیگور بنیامین در قسمت‌هایی به بار می‌نشیند که بنیامین را در برابر فرانتس فن اوتو، استاد خود در کرسی فلسفه یا بازجوی فعلی‌اش در بازداشتگاه قرار می‌دهد که هر دوی‌شان یک عکس‌اند که شاید نگاه‌های متفاوتی به آن‌ها خیره شده باشد. بازیگری که نقش سگ را بازی می‌کند در نیمۀ پایانی نمایش در هیئت همان فرشته در تابلوی معروف فرشتۀ تاریخِ پل کله قد راست می‌کند و این دوگانگی فرشته – سگ، ماتریالیسم – الهیات، تئاتر دراماتیک – تئاتر اپیک و بنیامینِ قهرمان – بنیامینِ قربانی، تماشاگر یا خوانندۀ امروزی را با خود و نسبتش با جهان مواجه می‌کند .«فرشتۀ تاریخ» با نشان دادن فرجام‌های احتمالی برای بنیامین در گذار از این وقفه و خودکشی پیش از اعدام وی، به مذمت پرستش قهرمان یا قربانی تأکید می‌ورزد. اجرا در جزئیات و کلیات خود خواهان انگیزش و بازآفرینی آن ژستِ توقفی ست انسانی، که شاید بنیامین در شبِ سیاهش بر دامنۀ کوه‌های پیرنه در نشان دادن آن توفیق داشت.

 

 

نوشته نقدی بر نمایش فرشته تاریخ کاری از محمد رضایی راد اولین بار در مجله نگاه فرد پدیدار شد.

]]>
http://negahefard.ir/%d9%86%d9%82%d8%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b1/feed/ 0
شمن باوری و هنرهای اجرایی مدرن http://negahefard.ir/%d8%b4%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%85%d8%af%d8%b1%d9%86/ http://negahefard.ir/%d8%b4%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%85%d8%af%d8%b1%d9%86/#respond Tue, 11 Jun 2019 10:18:40 +0000 http://negahefard.ir/?p=8556 شمن باوری و سنت‌های مرتبط با آن در دوران دیرینه‌سنگی (حدود بیست‌وپنج هزار سال پیش) و در میان شکارچی_گردآورندگان سیبری و آسیایِ میانه پدید آمد. سنت‌ها و آئین‌های شمنی در میان مردمان و تیره‌های گوناگونی مانند اسکیموها، سرخ‌پوستان، قبایل آفریقا، اقوام ترک‌تبار و مغول دیده می‌شود. هنرهای اجرایی از دهه ۶۰ میلادی با تأثر از هنرهای …

نوشته شمن باوری و هنرهای اجرایی مدرن اولین بار در مجله نگاه فرد پدیدار شد.

]]>
شمن باوری و سنت‌های مرتبط با آن در دوران دیرینه‌سنگی (حدود بیست‌وپنج هزار سال پیش) و در میان شکارچی_گردآورندگان سیبری و آسیایِ میانه پدید آمد. سنت‌ها و آئین‌های شمنی در میان مردمان و تیره‌های گوناگونی مانند اسکیموها، سرخ‌پوستان، قبایل آفریقا، اقوام ترک‌تبار و مغول دیده می‌شود.

هنرهای اجرایی از دهه ۶۰ میلادی با تأثر از هنرهای تجسمی و فلسفه به منصۀ ظهور رسید و در صد ایجاد ارتباط پویاتر و تعاملی‌تری با مخاطب و گذر از هنر ثابت به اجرای «زنده» است.

در قیاسِ ریشه‌های شمن باوری و هنرهای اجرایی مدرن (پرفورمنس آرت) می‌توان به‌واسطۀ بررسی نوع ارتباطی که هر یک با مخاطبان و شرکت‌کنندگان خود برقرار می‌کند و نیز مطالعۀ نحوۀ کار و عمل اجراکننده (پرفورمر) و شمن به نقاط مشترک بسیاری میان این دو دست‌یافت و بدین ترتیب به نِگرش تازه‌ای به هنرهای آیینی و هنر مدرن رسید. هنر مدرن ریشه در شمن باوری دارد اما به دلیل ارتباط خود با فلسفه و پسامدرنیسم از چشم‌انداز تازه‌ای به این دست آیین‌ها نظر می‌افکند.

شمن باوری ازجمله موضوعات دینی و پژوهشی رایج درگذشته و حال است که دست‌کم در میان اقوامی در مناطق جغرافیایی خاص در ابعاد گسترده همچنان به حیات خود ادامه می هد. این پدیده دینی، به‌صورت پراکنده و خُرد، حتی در میان پیروان ادیان معاصر و مترقی نیز شایع است و پیروان این ادیان، درحالی‌که ازنقطه‌نظر دینی اعتقادی به چنین مسئله‌ای نشان نمی‌دهند، اما درواقع به آن اهمیت می‌دهند و آن را جزء ضروریات زندگی دینی خویش می‌دانند. توجه پیروان به جادو و جادوگر چیزی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت. رجوع مکرر پیروان این ادیان به جادوگران در مسائل مرتبط با طبابت و درمان برخی بیماری‌ها مبین و مؤید این مدعا است. جالب آنکه جادوگر موردنظر در این جوامع  تفاوت چندانی با جادوگرِ آیین «شمن باوری» درگذشته و حال ندارد. از این منظر موضوعات مرتبط با شمن باوری امری شناختی نیست، بلکه موضوعی است که بخش شایانِ توجهی از پیروان ادیان سامی، وحیانی و سایر ادیان و پیروان خاص این روش دینی_جادویی در زندگی عملی‌شان درگیر آن هستند.

شاخصۀ اصلی که شمن را از سایر ساحران و کاهنان جدا می‌سازد توجه پیوسته و فراوانِ او به امر خلسه است. اساساً اگر خلسه را از فرد شمن کسر کنیم وجه تمایز او از دیگران از بین خواهد رفت. پس هر شمنی جادوگر است، اما هر جادوگری شمن نیست. درواقع ویژگی خلسه باعث شده که شمن باوری به حوزه عرفان ورود کند. نکتۀ حائز اهمیت آنکه آخرین ویژگی که شایستگی فرد برای شمن شدن را به اثبات می‌رساند فرورفتن او در عالم خلسه است، زیرا چنین فردی به‌شرط تن دادن به آیین‌های سخت تشرف و موفقیت در مراحل دشوار آن و پشت سرنهادن تجربۀ خلسه است که می‌تواند شمن شود، در غیر این صورت امکان ورود به عالم شمن ها را نخواهد یافت. اهمیت خلسه ازآن‌جهت است که تمام کارکردهای شمن، به یک معنا به خلسه مرتبط است، زیرا وی از این طریق می‌تواند برای درمانِ بیماری‌ها، رهانیدنِ ارواح سرگردان و به تسخیر درآمده، با ارواح و ارواح یاریگر و ارواح محافظ، خدایان جهان زیرین (جهان مردگان و خدایان آسمان) ارتباط برقرار کند و از آن‌ها طلب کمک کند. درواقع شمن جادوگر و حکیم ساحر نیز هست. او مانند همه پزشکان قادر به درمان است و مانند تمام جادوگران می‌تواند امور ماورای طبیعت انجام دهد. علاوه بر این، شمن هادی روح به دنیای مردگان است و می‌تواند یک کاهن،عارف و یا شاعر نیز باشد.

هنر اجرایی مدرن

هنرهای جدید ازجمله هنر اجرا (پرفورمنس) در دوره پسامدرن پدید آمده و گونه‌گون شدند. این نوع هنری نو باهدف بیرون کشیدنِ هنر از موزه‌ها و تعامل بیشتر با مخاطبان عام، که هدف بسیاری از هنرهای جدید است، در نیمه دوم قرن بیستم شکل گرفت و به‌تدریج رواج یافت. به یاد داریم که قرن بیستم ، قرن اعتراض و خشونت بود و درنتیجه هنرمندان، به‌ویژه اجراکنندگان، متعهد شدند تا جوامع را به شکلی رادیکال نقد کنند. آن‌ها از بدنشان برای بیان ایده‌هایشان استفاده کردند. آنان زنان و مردانی بودند که ردی از خود بر تاریخِ هنر قرن بیستم و در سطحی وسیع‌تر بر تاریخ سیاسی آن بر جای گذاشتند.

پرفورمنس می‌تواند به‌صورت انفرادی یا گروهی، همراه با نور، موسیقی یا تصویر ارائه شود. محل اجرای می‌تواند یک گالری هنری، موزه، مک آن‌های آلترناتیو، تئاتر، کافه یا گوشۀ یک خیابان باشد.

پرفورمنس نمی‌تواند تنها یک ساختار یا نوعی کار خاص تعریف شود. در این هنر تمام فرم‌ها و رسانه‌ها از ویدئو و عکس گرفته تا مجسمه و نقاشی و نور در خدمت هنرمند هستند. درواقع اجراکنندگان با استفاده از مشارکت مخاطبان خود، دست‌کاری در چیدمان و تغییر متنی که اجرا در بستر آن روی می‌دهد، فضای اجرا را دستخوش تغییرات  بسیاری کردند.

در پرفورمنس هیچ داستانی تعریف نمی‌شود. درواقع هنر اجرا معجونی است که در دهۀ بیست میلادی از برخورد چندین شاخه هنری مانند نقاشی، ویدئو، موسیقی، رقص، و تئاتر زاده شد. هنرمندان این عرصه از عناصر هنرهای دیداری، شنیداری، اجرایی و نیز مراسم آیینی و زندگی روزمره در اجرای خود استفاده می‌کنند و بدن در این قالب، یک ابزار هنری تلقی می‌شود و تلاش هنرمند، از یک‌سو، در راستایِ جلب هر چه بیشتر مشارکتِ مخاطب در اجرا و، از سوی دیگر، تحققِ نظریه مرگ مؤلف رولان بارت است که بر طبق آن ایجاد تعامل و درک اثر هنری به‌طور کامل بر عهده مخاطب است.

در مانیفست ریچارد شکنر به این نکته اشاره می‌شود که  هنرهای اجرایی، قدیمی‌ترین و درعین‌حال بدیع‌ترین شیوه‌ای است که غرب از میراث شرق گرفت و در همه ابعاد آن را بکار برد.

شمن باوری و هنرهای اجرایی مدرن
تصویر سمت راست: اجرای یوزف بویس، «من آمریکا را دوس دارم و آمریکا من را» – تصویر سمت چپ: آیین شمن باوری

اشیاء در آیین های شمنی و هنرهای اجرایی

در اساطیر مربوط به آیین شمن باوری و نیز رازآموزی، برخی از اشیاء و مفاهیم اهمیت بنیادین دارند ازجمله: تبر، آیینه، خورشید.

تبر در مذاهب جادویی تجسم پرواز و سرعت و سلاحی جادویی است زیرا از راهی دور شمن را از پا درمی‌آورد و درعین‌حال نماد پرواز و تطهیراست.

گرچه میان اشیاء بکار گرفته‌شده در آیین‌های گوناگون هیچ ارتباطی وجود ندارد، این اشیاء توسط شمن ها در راستای خلق یک فضا استفاده می‌شود، چراکه هرشمنی درواقع وظایف متعددی دارد که در انجام آن با دیگران شریک است ولی روش کار هر شمنی مختص به خود اوست.

در اینجا به‌وضوح می‌توان رد پایِ مکتب سورئالیسم را در کاربرد عملی اشیاء در مراسم شمنی دید. در سورئالیست با کنار هم نهادنِ اشیاء، مفاهیم و کلماتِ به‌ظاهر بی‌ارتباط  با یکدیگر (کولاژ کردن) مواجهیم؛ هر شی‌ء مورداستفاده دارای یک کنش است.

می‌دانیم که هنرهای اجرایی مدرن از گوش دادائیسم و سورئالیست بیرون افتاده است. چگونگی به‌کارگیری اشیاء در هنرهایی اجرایی هم به همین منوال است. اشیایی که دارای اندیشه‌اند، اندیشه‌هایی که یکسان نیستند، چراکه شرکت‌کنندگانی با اندیشه‌هایی متفاوت در فضا جریان دارند، فضای اجرا کنشی هست که با مخاطبانش یکی می‌شود. در اینجا رابطه تنگاتنگ میان شمن باوری و پرفورمنس عیان است. اشیاء در مراسم شمنی و هنرهای اجرایی مدرن، به هنگامِ خلق اثر، بیش‌تر به جنبه‌های دیداری و عملی یک شیء اشاره دارد و لایه‌های زیرین (روان‌شناسانه) شیء خودبه‌خود نمود پیدا می‌کند. به‌بیان‌دیگر در پرفورمنس، هنرمند با جنبه‌های بنیادین اشیاء در ارتباط است: یک صندلی یک صندلی است و هنرمند سعی در نمادسازی کردن آن ندارد. از آن به بعد، بر عهدۀ مخاطب است تا از این تصویر، آنچه را که می‌خواهد بسازد. درواقع هدف هنرمند، متأثر کردن ناخودآگاه مخاطب خود و نه دادن بار معنایی نمادین به اشیاء و تصاویر آن‌ها.

شمن باوری و هنرهای اجرایی مدرن
اشیاء استفاده شده در اجرای مارینا آبراموویچ «ریتم صفر»

تمرین‌های شمن و اجراکننده

اجراکنندگان هنرهای مدرن تمرین‌های طاقت‌فرسایی را پیش از اجرای خود انجام می‌دهند. در این تمرین‌ها عرفان شمنی حضور پررنگی دارند چراکه هنرمند اجراکننده می‌خواهد از خود فراتر رود، روح و زمان را لمس کند، و به آزادی مطلق برسد.

در اینجا به تمرین یکی از مشهورترینِ اجراکنندگان معاصر اشاره می‌شود:

مارینا آبروموویچ: از نگاه او مراحل آماده‌سازی اجراکننده شامل دو بخش است: روانی و فیزیکی. در هر بخش اجراکننده به آنچه به دنبال آن است، یعنی رسیدن به‌نوعی خلوص و رهایی از پیش‌داوری‌های گذشته، نزدیک‌تر می‌شود.

این مراحل اجراکننده را در وضعیت شروع مراسم قرار می‌دهد و به او کمک می‌کند تا ازنظر روحی و جسمی پذیرای شرایط کار هنری باشد. مارینا آبروموویچ سعی می‌کند به اجراکننده کمک کند تا کم‌کم از سهم دنیای بیرون بکاهند و در اعماق وجود خود فرو رود. از دید او اجراکننده سعی دارد تأثیرپذیری ادراک شخصی‌اش را از محرک‌های بیرونی کم‌تر کند تا به‌این‌ترتیب بتواند با خود روبرو شود. این تمرین به اجراکننده کمک می‌کند تا تمام نیروهای فیزیکی خود را متمرکز و مرزهای بدن خود را تجربه کند. می‌بیند که چگونه بدن می‌تواند از حدود خود فراتر رود.

یکی از قدیمی‌ترین شاگردان مارینا آبروموویچ در باب تمرین آب‌تنی در آب سرد رودخانه چنین می‌گوید: «تجربه عجیبی بود. دمای بیرون آب، یک درجه زیر صفر بود. برهنه قدم زدن در کنار ساحل، مقابل آن باد سرد صبحگاهی، حس عجیبی به من داد. قبل از ورود به آب، به‌شدت سردم بود. حس می‌کردم دیگر بیش از آن قدرت حرکت ندارم. پاهایم کاملاً یخ‌زده بود. افق روبه‌رو را نگاه می‌کردم و تنها به جلو رفتن فکر می‌کردم. با اولین تماس آب با بدنم تازه شروع به حس کردن انگشتان پاهایم کردم که از کنترل من خارج‌شده بودند. ولی به جلو رفتن ادامه دادم. برای جلو رفتن، خود و نیروهایم را متمرکز کرده بودم. در آب نشستم. در ابتدا بسیار سرد بود و در ادامه خیلی سردتر هم شد. ولی ناگهان بدنم شروع به گرم شدن کرد. حس می‌کردم سرم که بیرون از آب است از سایر نقاط بدنم سردتر است. هم چنان به افق نگاه می‌کردم. حس عجیبی داشتم. دیگر سرما را باپوستم احساس نمی‌کردم. اما این حس را داشتم که می‌توانم افق را باپوستم تماشا کنم. پس از مدتی (حدود سه دقیقه) تصمیم گرفتم از آب خارج شوم و هنگامی‌که از جایم بلند شدم، از درون حالم خوب بود ولی پوستم می‌سوخت و کاملاً سرخ‌شده بود، ماهیچه‌هایم می‌لرزید ولی من حال خوبی داشتم و به‌هیچ‌عنوان بستن دکمه‌های زیر پیراهنم سخت نبود. بااین‌حال حس لامسه‌ام به‌کل تغییر کرده بود. به‌نوعی از بدنم جداشده بودم.»

برای ورود به آیین شمن باوری نیز تشریفاتی  وجود دارد که بیماری و خواب ازجمله آن‌ها است. گاهی این تجارب حاکی از نوعی انتخاب به مقام شمن است. بیماری‌ها، خواب‌ها و خلسه‌ها آیین تشرف را تشکیل می‌دهند.

آیین‌های تشرف همیشه و همه‌جا یکسان نیستند بلکه اغلب حالت خشن و ضد انسانی  به خود می‌گیرند. برای مثال در مواردی فرد برای ورود به انجمن ناچار است اعمال سختی را انجام دهد:

  • روز را به انزوا بگذرد و در بوته‌زار مانند کرم زندگی کند و خود را به شکل مردگان درآورد؛ مانند مردگان از اعضا و جوارح خود استفاده کنند.
  • مالیدن خاکستر یا برخی مواد آهکی به‌صورت و بدن تا حالت رنگی پریده ارواح را به دست آورد.
  • خاک‌سپاری نمادین در معبد.
  • پشت سر گذاشتن آزمایش‌های سخت، نظیر عمل ضرب‌وجرح، راه رفتن بر آتش، معلق بودن در هوا.

پس به‌وضوح می‌بینیم که تمرین‌های هنر اجرا و آیین شمن باوری شباهت‌هایی با یکدیگر دارند. هر دو می‌خواهند به آزادی مطلق روح دست یابند. این دو حتی در آلات موسیقی هم با یکدیگر پیوند عمیقی دارند. موسیقی در آیین‌های روحانی جایگاه والایی دارد و نقش پررنگی را به هنگام اجرای مراسم آیینی بازی می‌کند. حتی در هنرهای اجرایی مدرن هم برای هدایت ذهن اجراکنندگان و مخاطبانشان از موسیقی و بدن اجراکنندگان استفاده می‌شود.

شمن باوری و هنرهای اجرایی مدرن
تصویر سمت راست: اجرای استرلاک «آویختگی» – تصویر سمت چپ: یک شمن در خلسه

 

وظیفه شمن و اجراکننده

در هنرهای اجرایی، اجراکنندگان، خود را بازیگر نمی‌دانند و معتقدند نقشی غیر ازآنچه هستند اجرا نمی‌کنند، بااین‌حال یک خود دیگر را از طریق بدن، پوشش و حرکت عرضه می‌کنند که آن را نمایشی از خویشتن خود می‌دانند. تعامل ذهنیِ با مخاطب در هنر اجرا از طریقِ خلق یک اتفاق ناگهانی صورت می‌گیرد. اجراکننده سعی می‌کند تا ذهن مخاطب را به چالش بکشد و جریان ذهن او را در ارتباط با خود قرار دهد و در اختیار بگیرد. در این میان است که مخاطب در رابطه قرار می‌گیرد و خود مبدل به اجراکننده می‌شود، می‌اندیشد، در فضا قرار می‌گیرد و دست به آفرینش می‌زد.

هرچند نقش شمن ها در زندگی دینی آسیای مرکزی و شمالی دارای اهمیت است، بااین‌وجود محدودیت‌هایی نیز دراین‌ارتباط وجود دارد. یک شمن قربانی کننده نیست؛ حضور او برای قربانی‌هایی که باید، در زمان‌های خاص، به خدایان آب، جنگل و خانواده پیشکش شوند ازجمله وظایف او نیست. از سوی دیگر، حضور شمن در هر مراسم مرتبط باروح انسان، یعنی بخش پرمخاطرۀ ماوراء طبیعی که تمایل به ترک بدن دارد و طعمه‌ای مطلوب برای شیاطین و ساحران به شمار می‌رود، ضروری است.

شمن شفادهنده و هادی روح به دنیای دیگر است زیرا او بر فنون خلسه تسلط دارد، یعنی به دلیل اینکه روحش می‌تواند به‌گونه‌ای مطمئن و بی مخاطره بدنش را ترک کند و در مسافت‌های وسیع گشت زند، قادر است به جهان زیرین وارد شود و به‌طرف آسمان بالا رود. او از طریق تجربه‌های خلسه آمیز خودش راه‌های قلمروهای فرازمینی را تشخیص دهد.

در اینجا می‌بینیم که وظیفه شمن این نیست که معنایی را به مخاطب القاء دهد بلکه از طریق فنون خلسه مخاطب را به تصویری که در ذهن خویش دارد هدایت می‌کند.

در نگاهِ برتولت برشت، یکی از بزرگ‌ترین کارگردانان و نظریه‌پردازان  تئاتر و بنیان‌گذار تئاتر فاصله‌گذاری، وظیفه‌ای بازیگر در تئاتر همان  هست که اجراکننده در هنرهای اجرایی بر عهده دارد. چراکه برشت بخش عمده‌ای از نظام علمی تئاتر فاصله‌گذاری را از حماسه الهام گرفته است. آیینی که ریشۀ هنر اجرا، عمیقاً مرتبط با مخاطب و عام است، از میان آیین‌های آدمیان به ارمغان آمده و یک فرآورده جمعی است.

وظایف شرکت‌کنندگان در آیین های شمنی و هنرهای اجرایی

وظیفه مخاطب در آیین شمن باوری آن است که در فضایی که رهبر آیین خلق می‌کند خود مبدل به شمن شود؛ در این میان است که هر شمنی (مخاطب) اندیشه و اعمالش را در این فضا خلق می‌کند، اندیشه‌هایی که با تصویرهای متفاوت در فضا حاضر می‌شود. اما در یک کانسِپت با اندیشه‌های مختلف، چراکه بیننده‌ای نیست. فضا پیوسته در حال خلق شدن است. به یکی از آیین‌های شمنی توجه کنید:

این توردو:  درختانی که شاخه‌های بزرگ آن‌ها بریده و تاج گل‌های آن‌ها حفظ می‌شود. این درختان را در مقابل خانه می‌دهند و با تیرهای چوبی به شکل صلیب، به طول حدوداً  ۹۰ یا ۱۰۰ سانتی‌متر با عدد فرد یعنی ۹۷۵ به یکدیگر متصل می‌کنند. یک توری سومی هم در سمت جنوبی، در فاصله چندین متری قرار می‌گیرد، و با یک ریسمان یا بند باریک با توری شرقی مرتبط می‌شود. سیجیم (طناب) در فاصله‌ای حدوداً ۳۰ سانتی‌متری با استفاده از دسته‌های روبان و پرهای پرندگان مختلف تهیه می‌شود. این سیجم ممکن است از ابریشم قرمز چینی یا از زدپی های قرمزرنگ ساخته می‌شود. بر سیجم ریسم آن‌ها یک قرقره چوبی قرار داده می‌شود که آزادانه از یک تورو به سمت توروی دیگر حرکت می‌کند. در هنگام فراخواندنِ روح توسط استاد، روح در سطح این قرقره یا رینگ قرار می‌گیرد. سه جایگاه چوبی انسان گونه-آن آخان، با اندازه فوق‌العاده بزرگ، در حدود سی سانتی‌متر، نزدیک هر تورو گذاشته می‌شود. داوطلب بین دو توری می‌نشیند و طبل می‌زند. شمن پیر یک‌به‌یک ارواح را در امتداد توروی جنوبی به پایین احضار می‌کند، و با این قرقره چوبی آن‌ها را به‌طرف داوطلب می‌فرستد. در هر نوبت استاد قرقره چوبی را بازمی‌گرداند و آن روح را از دور خارج می‌کند. اگر این کار انجام نشود ارواح به درون داوطلب وارد و دیگر از او خارج نخواهند شد.

در هنرهای اجرایی، تفسیرکننده اثر هنری، مخاطب اجرا است؛ آغاز، میانه، پایان‌بر عهده اوست. همه مخاطبان در اوایل اجرا بدل به اجراکننده می‌شوند.

پایان اجرا همیشه در کنترل هنرمند نیست. گاه ناشی از عدم توانایی فیزیکی او برای ادامه کار است. گاه نیز زمان یا طبیعت است که پایان اجرا را مشخص می‌کند، برای مثال: در اجرایِ مارینا آبراموویچ با نام «ریتم صفر» یکی از شرکت‌کنندگان بود که با خارج کردن تفنگ از دست او و پرت کردن آن به بیرون به اجرا پایان داد. یا  در پرفورمنس امیر معبد (گالری طراحان آزاد، تهران – ۱۳۸۹) که طی آن، هنرمند بدن خود را هم چون سیبلی در برابر شرکت‌کنندگان قرارداد تا آن‌ها بتوانند با استفاده از تفنگ بادی به او شلیک کنند. در پایان اجرا که یکی از شرکت‌کنندگان بدون هیچ‌گونه هماهنگی قبلی با هنرمند اقدام به شکستن تفنگ می‌کند.

شمن باوری و هنرهای اجرایی مدرن
تصویر سمت راست: اجرای یوکو اونو «یک تکه بِبـُر» – تصویر سمت چپ: اجرای امیر معبد «بیا نوازشم کن»

همان‌طور که می‌بینیم در هنرهای اجرایی، زمان و مفهوم اجرا بر عهده مخاطبان قرار دارد. در هنگام یک اجرای هنری با تصویرهای مختلفی مواجه هستیم، تصویری که هر شرکت‌کننده آن را خلق می‌کند. در اینجا به‌وضوح شاهد ارتباطی میان وظایفِ مخاطب یک اجرای هنری با وظایف شرکت‌کننده در یک مراسم شمنی هستیم. به تصویرهایی که در هنر اجرا از طریق مخاطبان خلق می‌شود «کولاژ» گفته می شود. در مراسم شمنی نیز کولاژ به بهترین شکل ممکن اتفاق می‌افتد. کولاژ تصویری است که شرکت‌کنندگانِ در مراسم خالق آن هستند. کولاژِ اشیاء، کولاژ موسیقی و غیره. می‌بینیم که هنرهای اجرایی و مراسم شمنی در یکدیگر حل و تنیده شده‌اند.

منابع

۱: فنون کهن خلسه شمنیسم/نویسنده:میرچا الیاده/مترجم: محمدکاظم مهاجری/نشرادیان ۱۳۹۲

۲:راهبردهای آفرینش در پرفورمنس آرت/نویسنده:سیدامیدهاشمی/مترجم:کامنوش خسروانی/انتشارات قطره۱۳۹۱

نوشته شمن باوری و هنرهای اجرایی مدرن اولین بار در مجله نگاه فرد پدیدار شد.

]]>
http://negahefard.ir/%d8%b4%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%85%d8%af%d8%b1%d9%86/feed/ 0
نمایش چهارصندوق بهرام بیضائی در دانشگاه کاشان http://negahefard.ir/%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%b5%d9%86%d8%af%d9%88%d9%82-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%a8%db%8c%d8%b6%d8%a7%d8%a6%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%da%af/ http://negahefard.ir/%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%b5%d9%86%d8%af%d9%88%d9%82-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%a8%db%8c%d8%b6%d8%a7%d8%a6%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%da%af/#respond Tue, 07 May 2019 09:53:42 +0000 http://negahefard.ir/?p=8276 نمایش «چهارصندوق» اثر بهرام بیضایی از ۱۴ تا ۱۶ اردی‌بهشت ۹۸ در تالار آزادی دانشگاه کاشان به روی صحنه رفت. این نمایش را علی ثابتی‌پور، عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه کاشان، طراحی و کارگردانی کرده است. «چهارصندوق» پنجمین کار این کارگردان از سال ۱۳۸۸ در دانشگاه کاشان است و سومین اثر …

نوشته نمایش چهارصندوق بهرام بیضائی در دانشگاه کاشان اولین بار در مجله نگاه فرد پدیدار شد.

]]>
نمایش «چهارصندوق» اثر بهرام بیضایی از ۱۴ تا ۱۶ اردی‌بهشت ۹۸ در تالار آزادی دانشگاه کاشان به روی صحنه رفت. این نمایش را علی ثابتی‌پور، عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه کاشان، طراحی و کارگردانی کرده است. «چهارصندوق» پنجمین کار این کارگردان از سال ۱۳۸۸ در دانشگاه کاشان است و سومین اثر از بهرام بیضایی که پس از «آرش» در سال ۸۸ و «شب هزار و یکم/۱» در سال ۹۴ به همت گروه زبان و ادبیات انگلیسی و زیر نظر معاونت فرهنگی دانشگاه به اجرا در‌آمد.

«چهارصندوق» ماجرای چهار نفرپوش به رنگ‌های زرد و سبز و سرخ و سیاه در دو مجلس است. در مجلس اول زرد و سبز و سرخ احساس خطر کرده‌اند. به پیشنهاد زرد تصمیم می‌گیرند با کمک سیاه مترسکی بسازند تا آنها را از خطر حفظ کند. مترسک اما جان می‌گیرد و با تفنگ و شلاقی که آنها به او داده‌اند به جان خودشان می‌افتد و مجبورشان می‌کند هر یک برای خود صندوقی بسازند. مجلس دوم با چهار صندوق در چهار گوشه‌ی صحنه، سال‌ها بعد را نشان می‌دهد. چهار نفرپوش در صندوق‌های خودساخته زندانی‌اند و به آنها حتی خو گرفته‌اند و همدیگر را هم نمی‌شناسند. مترسک که همه جا و همه چیز را زیر نظر دارد، خنده‌های مستانه سر داده و خاطرجمع از اوضاع و احوالِ شب به خواب می‌رود. زرد به گریه‌ی سیاه و سبز و سرخ به فریاد زرد از صندوق‌هایشان بیرون می‌آیند و در طی گفتگو با هم تصمیم می‌گیرند پیش از آنکه خروس بخواند صندوق‌هایشان را بشکنند اما …

صدف صراف‌نیا، مهسا جمالی، محبوبه عبدالعظیمی، سمیرا مسعودی و ابوالفضل زمانی بازیگران این نمایش و داوود خدمتکار آرانی، محمدصادق مصباحی، سپهر مردانی و علیرضا گرداقلی نوازندگان آن هستند.

نوشته نمایش چهارصندوق بهرام بیضائی در دانشگاه کاشان اولین بار در مجله نگاه فرد پدیدار شد.

]]>
http://negahefard.ir/%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%b5%d9%86%d8%af%d9%88%d9%82-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%a8%db%8c%d8%b6%d8%a7%d8%a6%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%da%af/feed/ 0
سنگلج روح تئاتر ملی ایران http://negahefard.ir/%d8%b3%d9%86%da%af%d9%84%d8%ac-%d8%b1%d9%88%d8%ad-%d8%aa%d8%a6%d8%a7%d8%aa%d8%b1-%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/ http://negahefard.ir/%d8%b3%d9%86%da%af%d9%84%d8%ac-%d8%b1%d9%88%d8%ad-%d8%aa%d8%a6%d8%a7%d8%aa%d8%b1-%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/#respond Wed, 10 Oct 2018 19:51:42 +0000 http://negahefard.ir/?p=6564 به گزارش مجه فرد به نقل از هنرآنلاین، امروز ۱۸ مهر ماه مصادف است با سالروز پنجاه و سه سالگی تماشاخانه سنگلج. سنگلج قدیمی‌ترین سالن نمایش تهران است که در محله سنگلج، در خیابان بهشت و در ضلع جنوبی پارک شهر واقع است. این تماشاخانه اوایل دهه ۱۳۴۰ با زیربنای ۱۰۳۴ مترمربع و در کنار باغ …

نوشته سنگلج روح تئاتر ملی ایران اولین بار در مجله نگاه فرد پدیدار شد.

]]>
به گزارش مجه فرد به نقل از هنرآنلاین، امروز ۱۸ مهر ماه مصادف است با سالروز پنجاه و سه سالگی تماشاخانه سنگلج.

سنگلج قدیمی‌ترین سالن نمایش تهران است که در محله سنگلج، در خیابان بهشت و در ضلع جنوبی پارک شهر واقع است. این تماشاخانه اوایل دهه ۱۳۴۰ با زیربنای ۱۰۳۴ مترمربع و در کنار باغ سنگلج توسط مهندس بابائیان ساخته و به وزارت فرهنگ و هنر وقت واگذار شد. سنگلج که در ابتدا ۲۵ شهریور نام داشت، ۱۸ مهر ماه ۱۳۴۴ همزمان با برگزاری نخستین جشنواره “نمایش‌های ایرانی” توسط وزارت فرهنگ و هنر آن زمان افتتاح و مکانی برای اجرای آثار نمایشی ایرانی شد. تماشاخانه سنگلج در آن زمان به لحاظ تجهیزات فنی، نور، صدا و آکوستیک سالن اجرا، کاملا استاندارد بود و وجود امکانات صحنه‌ای همچون سن ‌گردان، میله‌های بالا برنده پرده، دکور و… موجب شد تا این تماشاخانه از ویژگی خاصی برخوردار باشد.

در  نخستین جشنواره “نمایش‌های ایرانی” مقرر شد که آثار نمایشی شرکت‌کننده، هر یک به مدت یک یا دو شب در این تماشاخانه اجرا شوند اما به دلیل استقبال تماشاگران از آثار شرکت‌کننده، اجرای این نمایش‌ها یک تا دو ماه به طول انجامید. نمایش “امیر ارسلان” به کارگردانی علی نصیریان،  نمایش “چوب به دست‌های ورزیل”، نوشته غلامحسین ساعدی به کارگردانی جعفر والی،  نمایش “کالسکه طلایی” نوشته و کار خلیل موحد دیلمقانی، نمایش “بهترین بابای دنیا” نوشته غلامحسین ساعدی و کارگردانی عزت‌اله انتظامی،  نمایش “پهلوان اکبر می‌میرد” نوشته بهرام بیضایی به کارگردانی عباس جوانمرد،   نمایش “کوروش پسر ماندانا” نوشته کورس سلحشور به کارگردانی رکن‌الدین خسروی و… آثار نمایشی بودند که در این جشنواره روی صحنه آمدند.

گروه‌های “هنر ملی” به سرپرستی عباس جوانمرد، “مردم” به سرپرستی علی نصیریان، “شهر” به سرپرستی جعفر والی، “امروز” به سرپرستی داوود رشیدی، “جوان” به سرپرستی اسماعیل شنگله و “میترا” به سرپرستی خلیل موحد دیلمقانی که وابسته به اداره هنرهای دراماتیک بودند، با کمک مالی وزارت فرهنگ و هنر آثار نمایشی خود را در این تماشاخانه تولید و اجرا کردند.

در این گروه‌های نمایشی، کارگردان‌هایی چون عباس جوانمرد، جعفر والی، علی نصیریان، عزت‌ا… انتظامی، داود رشیدی، رکن‌الدین خسروی، بهرام بیضایی، محمود استادمحمد و…  فعالیت داشتند و نویسندگانی همچون غلامحسین ساعدی، خلیل موحد دیلمقانی، اکبر رادی، بیژن مفید، محسن یلفانی، منوچهر رادین، بهن فرسی، محمود دولت آبادی، کوروس سلحشور، حسین مکی، آرمان امید، بهزاد فراهانی، محمد رهبر، حمید نعمت و عنایت اله احسانی آثارشان در این تماشاخانه روی صحنه آمد.

این تماشاخانه در آغاز کار، توسط یک شورای هنری به نام “شورای تئاتر” متشکل از هنرمندانی چون عظمت ژانتی، جلال ستاری، علی نصیریان، داوود رشیدی، عباس جوانمرد و عزت اله انتظامی بر نحوه تولید و کیفیت آثار نمایشی و عملکرد گروه‌های نمایشی نظارت کامل داشت.

در  ۱۳۵۷ به دلیل اوضاع سیاسی کشور، فعالیت‌های تماشاخانه سنگلج تعطیل شد و تنها گاهی به منظور برگزاری جشنواره‎‌ها اکثراً در اختیار گروه‌های تئاتر شهرستان قرار می‌گرفت. این تماشاخانه سال ۱۳۵۸ میزبان شش اثر نمایشی با مضامین انقلابی شد. سنگلج فراز و فرودهای بسیار داشته؛ این تالار نمایشی در سال ۱۳۶۰ هیچ فعالیتی نداشته و سال ۱۳۶۱ نیز فقط دو اثر نمایشی در آن اجرا شد. همچنین طی شش ماه نخست سال ۱۳۶۴ تعطیل بوده و شهریور تا آبان همان سال تعمیراتی در آن انجام شد. سال ۱۳۶۷ تماشاخانه سنگلج با تعمیر اساسی مواجه شد و تاکنون نیز چندین بار بازسازی در آن انجام شده است.

مدیران این تماشاخانه از ابتدای تاسیس تاکنون عظمت ژانتی، علی نصیریان، فرخ ساجدی، دکتر طباطبایی، سعید بصیریان، مجید جعفری، علی حیدری‌، صدیقی نژاد، جواد افشین‌نژاد، محسن اکبریان، کیوان نخعی، محمود فرهنگ و اتابک نادری، پریسا مقتدی، یونس آبسالان و علی عابدی بوده‌اند و اکنون نیز پریسا مقتدی با حکم شهرام کرمی مدیر کل هنرهای نمایشی برای دومین بار مدیریت این تماشاخانه را بر عهده دارد.

به بهانه سال‌روز تاسیس این تماشاخانه قدیمی با علی نصیریان، داریوش اسدزاده و بهزاد فراهانی سه تن از هنرمندان پیشکسوتی که روزگاری را در این تماشاخانه گذرانده‌اند گفت‌وگوی کوتاهی داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

علی نصیریان: زنده و روشن نگاهداشتن سنگلج و چراغ‌های آن از اهم وظایف مدیران، مسئولان  هنرمندان است

علی نصیریان درباره تاثیر تاسیس این تماشاخانه بر تئاتر آن دوران به هنرآنلاین گفت: در آن سال‌ها هنور تئاتر رودکی، وحدت و دیگر سالن‌های تئاتری راه نیفتاده بود و به جز تئاترهای لاله‌زار در تهران تماشاخانه دیگری وجود نداشت و بنابراین افتتاح این تماشاخانه با جشنواره تئاتر ایرانی اتفاق بزرگی را در عرصه نمایش رقم زد.

او در ادامه افزود: سنگلج مکانی برای اجرای نمایش‌های ایرانی همچون، تعزیه، تخت حوضی، مارگیری و … شد. در بدو افتتاح این تالار نمایشی من، عباس جوانمرد، اکبر رادی، عزت‌الله انتظامی، رکن‌الدین خسروی و … آثار نمایشی را آماده اجرا کردیم و به عنوان جشنواره نمایش‌های ایرانی روی صحنه آوردیم.

این هنرمند پیشکسوت تئاتر ضمن تاکید بر اینکه سنگلج در آن دوران اتفاقات موثری را در فضای فرهنگی تئاتر رقم زد، خاطر نشان کرد: در ابتدا قرار بر این بود که هر یک از آثار جشنواره تئاتر ایرانی تنها سه شب اجرا شود اما به دلیل استقبال بی‌نظیر تماشاگران هر یک از نمایش‌ها حدود یک تا دو ماه روی صحنه بود.

نصیریان با بیان اینکه اکنون نیز این تماشاخانه شانیت خود را حفظ کرده است، عنوان کرد: از آن دوران تاکنون هنرمندان، مدیران و افراد مختلف اقدامات و فعالیت‌های موثری را در این تماشاخانه که مدیریت آن مرتبط با مرکز هنرهای نمایشی است، انجام داده‌اند. در این مدت نیز با دعوت گروه‌های نمایشی به تماشای دو یا سه نمایش بسیار خوب در این تماشاخانه نشسته‌ام.

کارگردان نمایش “امیر ارسلان” سنگلج را پایگاه و مکان خوب تئاتری از دهه چهل تاکنون عنوان کرد و یادآور شد: از آن دوران که با من و هم‌ نسلانم این تماشاخانه افتتاح شد تاکنون هنرمندان جدید و بسیار خوبی آثارشان را در این تالار نمایشی روی صحنه آورده‌اند. این تماشاخانه به لحاظ امکان نور و دید تماشاگر از بهترین سالن‌های تئاتر ایران است و فکر می‌کنم زنده و روشن نگاه‌داشتن سنگلج و چراغ‌های آن از اهم وظایف مدیران، مسئولان هنرمندان است.

داریوش اسدزاده: تماشاخانه سنگلج در پیشبرد تئاتر ایران بسیار تاثیرگذار بوده است

داریوش اسدزاده نیز در گفت‌وگو با هنرآنلاین با بیان اینکه تاسیس تماشاخانه سنگلج در پیشبرد تئاتر ایران بسیار تاثیرگذار بوده است، گفت: در دهه چهل شمسی، تهران تالارهای نمایشی داشت اما دارای تماشاخانه دائمی نبود و سنگج تماشاخانه دائمی شهر تهران شد. افتتاح  این تماشاخانه اتفاق بزرگی بود و سنگلج پایه‌گذار فرهنگ و هنر شد.

او ضمن اشاره به اینکه تماشاخانه سنگلج یکی از قدیمی‌ترین و پرخاطره‌ترین تالارهای نمایشی است، عنوان کرد: این تماشاخانه پس از تاسیس در اختیار هنرمندان قرار گرفت و آثار بسیار درخشان و قابل توجهی از آن زمان تاکنون در این تماشاخانه روی صحنه آمده است.

اسدزاده در ادامه افزود: کارهایی که در این تماشاخانه به تماشای آن نشسته‌ام آثار نمایشی خاطره‌انگیزی توسط هنرمندان درخشانی بوده و هست که همچنان به یادم مانده و اکنون نیز که گاهی به این تماشاخانه دعوت می‌شوم خاطرات آن دوران برای من زنده می‌شود.

بهزاد فراهانی: سنگلج بشارت‌دهنده رشد تئاتر ملی بود و در این راستا موفق عمل کرد

بهزاد فراهانی در گفت‌و گو با هنرآنلاین با انتقاد نسبت به رویکرد مسئولان در دهه‌های گذشته گفت: سال‌هاست که در بوق و کرنا از مسئولان و دولت مردان خواسته شده که هنرهای نمایشی نیازمند مرکز تئاتر ملی است اما متاسفانه هیچ گوشی بدهکار نیست.

او در ادامه افزود: دلیل تاسیس تماشاخانه سنگلج به منظور ایجاد بنیادی برای تئاتر ملی بود و در آن زمان به اهدافش نیز رسید. سنگلج در دهه چهل نماد تئاتر ملی شد و موجبات رشد هنرهای نمایشی را فراهم کرد.

این بازیگر و کارگردان همچنین خاطرنشان کرد: بسیاری از هنرمندان صاحب نام همچون غلامحسین ساعدی، اکبر رادی، بهرام بیضایی و … در جهت اعتلای تئاتر سنگلج کمک کردند و ما که نسل جوان آن دوارن بودیم راهشان را ادامه دادیم.

فراهانی با بیان اینکه سنگلج بشارت‌دهنده رشد تئاتر ملی بود و در این راستا موفق عمل کرد اما اکنون شانیت سابق را ندارد، یادآور شد: سال‌هاست که از مدیرت هنری خواسته‌ایم که در هر استان یک مرکز تئاتر ملی ایجاد کند اما در هیچ دوره‌ای به آن اعتنا نشده است.

نوشته سنگلج روح تئاتر ملی ایران اولین بار در مجله نگاه فرد پدیدار شد.

]]>
http://negahefard.ir/%d8%b3%d9%86%da%af%d9%84%d8%ac-%d8%b1%d9%88%d8%ad-%d8%aa%d8%a6%d8%a7%d8%aa%d8%b1-%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed/ 0
یک کودک شوم بر صحنه تئاتر http://negahefard.ir/%db%8c%da%a9-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9-%d8%b4%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%b1-%d8%b5%d8%ad%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%a6%d8%a7%d8%aa%d8%b1/ http://negahefard.ir/%db%8c%da%a9-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9-%d8%b4%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%b1-%d8%b5%d8%ad%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%a6%d8%a7%d8%aa%d8%b1/#respond Mon, 26 Mar 2018 13:31:07 +0000 http://negahefard.ir/?p=4999 تینو صالحی گفت: نمایش “نحس” یک کمدی تراژدی موزیکال است که در فرم اجرایی نگاهی به تئاتر فیزیکال دارد. به گزارش مجله فرد به نقل از سرویس تئاتر هنرآنلاین: نمایش “نحس” به نویسندگی و کارگردانی تینو صالحی از فردا ۷ فروردین‌ماه ساعت ۱۹ در سالن قشقایی مجموعه تئاترشهر روی صحنه می‌رود. بازیگران این اثر نمایشی مجید رحمتی، …

نوشته یک کودک شوم بر صحنه تئاتر اولین بار در مجله نگاه فرد پدیدار شد.

]]>

تینو صالحی گفت: نمایش “نحس” یک کمدی تراژدی موزیکال است که در فرم اجرایی نگاهی به تئاتر فیزیکال دارد.

به گزارش مجله فرد به نقل از سرویس تئاتر هنرآنلاین: نمایش “نحس” به نویسندگی و کارگردانی تینو صالحی از فردا ۷ فروردین‌ماه ساعت ۱۹ در سالن قشقایی مجموعه تئاترشهر روی صحنه می‌رود. بازیگران این اثر نمایشی مجید رحمتی، یلدا عباسی، نازنین بابایی، نجلا نظریان فرزاد برهمن، سامان میرحسینی، بهار زندی، صادق ملکی، اشکان مختاری، احسان بنی‌سعید، محمد جعفری، علیرضا میرزا محمد آقا، دریا نصراله، آرمیتا قبادی، آیلی شرفی، کوشا ابراهیمی، شقایق شیخی، علی انیسی، هانیه حافظی و ستاره مبینی هستند.

تینو صالحی در گفت‌وگو با هنرآنلاین درباره موضوع و مضمون این اثر گفت: نمایش “نحس” بر اساس یک قصه اولیه شکل گرفت که از بیت‌خوانی‌های  منطقه کردستان برگرفته شده است. این ابیات به صورت بداهه‌خوانی و معمولا از یک تا چند نفر آن را می‌خوانند. نام اصلی این بیت فرخ و استی است که با تغییراتی که در اصل قصه در جهت دراماتیزه کردن نمایشنامه انجام شد به نام “نحس” تغییر پیدا کرد.

او در ادامه خاطرنشان کرد: “نحس” قصه نوزادی نحس را روایت می‌کند که از جادو به وجود آمده و پدر و مادر خود را در هفت روزگی‌اش به قتل می‌رساند.

این نویسنده و کارگردان تئاتر درباره سبک و شیوه اجرایی این اثر نمایشی عنوان کرد: این اثر یک کمدی تراژدی موزیکال است که در فرم اجرایی نگاهی به تئاتر فیزیکال دارد که البته این فرم فیزیکی از فیلتر تمرینات گروه ما (گروه تئاتر هژار) گذشته و مدلی خاص از تیپ‌سازی را منجر شده است که محصول تجربه ما در نمایش‌های حکومت نظامی و wow است. به فراخور وضعیت نمایشی غیر واقعی که اجرا می‌شود صحنه به گونه‌ای طراحی شده که پیچیدگی قصه و خیال‌پردازی‌های بصری را تشدید کند. از این رو نتیجه حاصل القای طرح فرش به تماشاگر است که نتیجه این تفکر را باید دید.

او همچنین درخصوص موسیقی نمایش “نحس” تصریح کرد: آهنگ‌سازی این موزیکال بر عهده ابوذر همتی و فرزاد برهمن بوده که به مدت یک سال بر روی آن کار شده است. همچنین فرزاد برهمن به عنوان مربی آواز گروه، در این مدت تلاش مضاعفی کردند تا گروه ۲۰ نفره از بازیگران بر ریتم و آواز مسلط شوند.

تینو صالحی درخصوص معیار و مبنای انتخاب بازیگران این اثر اظهار داشت: بازیگران گروه از جمله مجید رحمتی، یلدا عباسی، نازنین بابایی و فرزاد برهمن به صورت مهمان گروه در کنار ما فعالیت می‌کنند. نجلا نظریان و احسان بنی سعید از اعضای ثابت گروه هژار هستند و عمده دیگر بازیگران از مستعدین دانشگاه‌ها انتخاب و یا از کارگاه‌های سالانه گروه هژار انتخاب شده‌اند. عموما بازیگران مد نظر کسانی هستند که قابلیت تمرین‌های فشرده را داشته‌اند و فارغ از آلایش‌های تجاری تئاتر دل سوزانه گروه را همراهی کرده‌اند.

این کارگردان تئاتر در پایان یادآور شد: خوشحالم از اینکه این روزها تماشاگران فهیم تئاتر توانسته‌اند تشخیص خود را در حدی بالا ببرند که نمایش‌های چهره محور و تجاری را از نمایش‌های متعهد هنری تشخیص می‌دهند و امروزه تئاتر هنری با کیفیت با تئاتری‌های گمنام هم با استقبال مواجه می‌شوند.

در خلاصه داستان نمایش “نحس” آمده است: نحس قصه کودکی شوم است که بعد از ۱۵ بچه مرده، در خانواده‌ای به دنیا می‌آید. این کودک عجیب در قنداقش حرف می‌زند و جنایاتی را مرتکب می‌شود. نمایش نحس نمایشی خیالی است که به بازی قدرت می‌پردازد و اخلاقیات را در تضاد با قدرت طلبی بیان می‌کند.

دیگر عوامل این اثر تراژدی کمدی عبارتند از: دستیار کارگردان: نجلا نظریان، شعر: شیما ملکیان، آهنگساز: فرزاد برهمن، ابوذر همتی، افکت: مهدی نامجو، انیمیشن: ابوذر همتی، ساخت فیلم: آرش هادوی، علیرضا حسنعلی و محمدرضا قاری، طراح لباس: نجلا نظریان، مجری طرح: تینو صالحی، عکاس و گرافیست: چنگیز جلایر، طراح نور: شاهین رحمانعلی، مجری نور: مصطفی جلمبادانی، صدا بردار: محسن فرهادی سینایی، تکنسین تصویر: علیرضاهدایتی، طراح گریم: بهمن صنیعی، مجری گریم: بهمن صنیعی، حمیدرضاقاسمی، امیر قادری، عاطفه ابیضی و بهاره اسدی، ساخت دکور: سید علی اصغر اسلامی، محمد طاهر خش و بنیامین کشاورز، گروه کارگردانی و برنامه ریزی: فرنوش فروزان و کوشا ابراهیمی، ساخت دکور ومشاور کارگردان: حسین طاهر بخش و روابط عمومی و تبلیغات مجازی: فریبا جدیدی و هماهنگی: شهر آشوب مفتاحی.

علاقمندان می توانند بلیت نمایش “نحس” را از سایت تیوال تهیه کنند.

نوشته یک کودک شوم بر صحنه تئاتر اولین بار در مجله نگاه فرد پدیدار شد.

]]>
http://negahefard.ir/%db%8c%da%a9-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9-%d8%b4%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%b1-%d8%b5%d8%ad%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%a6%d8%a7%d8%aa%d8%b1/feed/ 0
پیام تبریک اداره کل هنرهای نمایشی به مناسبت روز ملی هنرهای نمایشی http://negahefard.ir/%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%aa%d8%a8%d8%b1%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%da%a9%d9%84-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d9%86/ http://negahefard.ir/%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%aa%d8%a8%d8%b1%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%da%a9%d9%84-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d9%86/#respond Mon, 26 Mar 2018 13:16:49 +0000 http://negahefard.ir/?p=4996 اداره کل هنرهای نمایشی به مناسبت هفت فروردین “روز ملی هنرهای نمایشی” و روز جهانی تئاتر از طرف مدیران و کارکنان و هنرمندان شاغل این مرکز هنری ضمن تبریک این روز خجسته و عید نوروز ایرانی در پیامی برای خانواده تئاتر روزگار شایسته و پرافتخار ، سربلندی و موفقیت هنرمندان تئاتر را آرزو کرد. به …

نوشته پیام تبریک اداره کل هنرهای نمایشی به مناسبت روز ملی هنرهای نمایشی اولین بار در مجله نگاه فرد پدیدار شد.

]]>

اداره کل هنرهای نمایشی به مناسبت هفت فروردین “روز ملی هنرهای نمایشی” و روز جهانی تئاتر از طرف مدیران و کارکنان و هنرمندان شاغل این مرکز هنری ضمن تبریک این روز خجسته و عید نوروز ایرانی در پیامی برای خانواده تئاتر روزگار شایسته و پرافتخار ، سربلندی و موفقیت هنرمندان تئاتر را آرزو کرد.

به گزارش مجله فرد به نقل از روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی، در متن پیام این اداره کل که در اختیار رسانه‌ها قرار گرفته آمده است:

در جشن بهار طبیعت و عید خجسته ایرانی “روز ملی هنرهای نمایشی” به عنوان روز جهانی تئاتر در هفتمین روز فروردین توسط خانواده هنرمندان تئاتر و شیفتگان این هنر جشن گرفته می‌شود. ما که از موهبت و هدیه بزرگ خداوند یعنی هنر تئاتر که ثمره نبوغ انسانی و زندگی آگاهانه و دانش و شعور است بهره می‌بریم وظیفه خود می‌دانیم که برای رشد و بالندگی و توسعه و تعالی این هنر گام برداریم. باور و ایمان ما به این هنر این است که هنر تئاتر با وسعت فکر و اندیشه در همه ابعاد زندگی گذشته و امروز بشری تبلور داشته و با قدمت و سابقه کهن خود راهی برای نیل به آگاهی و خردمندی و تعالی است. ما هنر تئاتر را ثمره کار و حضور گروه زیادی از کسانی می‌دانیم که برای رشد و بالندگی آن تلاش زیاد نموده و حاصل آن موجب ثروت زیاد ما از این دریای شور و عشق و قدرت آفرینشگری برای امروز و آیندگان است. پس وظیفه داریم قدردان هنرمندان و فعالان و حامیان و مخاطبان و همه کسانی باشیم که در راه این میراث شایسته و ارزشمند به عنوان یک موهبت خداوند گام برمی‌دارند. در این روز خجسته که در همه جهان وجود و ارزش تئاتر جشن گرفته می‌شود افتخار بزرگ ما خدمت به خانواده بزرگ هنرمندان تئاتر و قدرشناسی از اساتید و پیشکسوتان و فعالان پرتلاش این هنر است. جای سپاس و درود دارد که پیام روز جهانی تئاتر توسط استاد بزرگ تئاتر ایران آقای جمشید مشایخی به خانواده هنرمندان ابلاغ شد. عشق به زندگی با هنر تئاتر، صحنه و ترسیم نقش حقیقی روزگار، هدایت به جهان روشنایی ثمره بزرگی است که در پیام استاد به عنوان ارزش هنرهای نمایشی به آن اشاره شده است.

“آنکه دوستش داریم در قلبمان جای گرفته و به تلطیف روحمان نشسته و آنکه مهرش بر جانمان ننشسته همچون مفیستویی در ذهنمان خانه کرده تا هشداری باشد در راه زندگیمان”

ما به عنوان بخشی از فعالان خانواده بزرگ تئاتر به تأسی از پیام استاد جمشید مشایخی آرزو داریم با حضور و همت جوانان پرشور و هنرمندان راستین کشورمان هنر نمایش با پایبندی به فرهنگ ملی و دانش هنری همچنان سربلند و پرامید خاک صحنه را از تن پیشینیان دور کرده و عاشقانه و پرامید به روزهای بلند و روشن در آسمان هنر این سرزمین فکر خواهیم کرد. آرزوی ما خدمتگزاران این هنر عزت و سربلندی و موفقیت برای خانواده هنرمندان تئاتر است که “روز ملی هنرهای نمایشی” را شایسته ارزش و جایگاه هنرمندان این رشته می‌دانیم. این جشن خجسته بر همه آنهایی که به تئاتر ارزش و اعتبار بخشیده و برای اعتلای آن تلاش می‌کنند مبارک باشد.

 

 

نوشته پیام تبریک اداره کل هنرهای نمایشی به مناسبت روز ملی هنرهای نمایشی اولین بار در مجله نگاه فرد پدیدار شد.

]]>
http://negahefard.ir/%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%aa%d8%a8%d8%b1%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%da%a9%d9%84-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d9%86/feed/ 0
نقدی بر نمایش “اسب” به کارگردانی آرش دادگر http://negahefard.ir/4071-2/ http://negahefard.ir/4071-2/#comments Sun, 28 Jan 2018 12:22:37 +0000 http://negahefard.ir/?p=4071 رضا آشفته: “اسب” نمایشی متفاوت با آثار دادگر است و البته نیروی جوان‌تری در این بازی به کار گرفته شده‌اند که به ملاحظه این توان بازی‌ها هم قابل پذیرش می‌شود اما… “اسب” به کارگردانی آرش دادگر نمایشی غیر عادی است که چندان وابسته روابط عادی نیست و به دنبال بیان روابط و رویدادهایی که انگار …

نوشته نقدی بر نمایش “اسب” به کارگردانی آرش دادگر اولین بار در مجله نگاه فرد پدیدار شد.

]]>

رضا آشفته: “اسب” نمایشی متفاوت با آثار دادگر است و البته نیروی جوان‌تری در این بازی به کار گرفته شده‌اند که به ملاحظه این توان بازی‌ها هم قابل پذیرش می‌شود اما…

“اسب” به کارگردانی آرش دادگر نمایشی غیر عادی است که چندان وابسته روابط عادی نیست و به دنبال بیان روابط و رویدادهایی که انگار در خواب و خیال می‌گذرد و دربرگیرندۀ نوعی سورئالیسم است اما آنچه در این پیچیدگی‌ها نمود می‌یابد شاید خیلی نزدیکتر به وضعیت پسامدرن باشد که در آن خالق اثر در آن حضور پررنگ دارد و همه چیز از منطق به دور است و روایت بارها شکسته می‌شود و نمی‌دانیم چرا باید این همه آدم و اتفاق محیرالعقول در آن دیده شود؟!

یک عمارت بزرگ و قدیمی که برای آقا است و مردمانی که در خدمت او هستند. نورا دختر آقا، زن کشک نویسنده و کارگردان این نمایش است که با حسادت‌ها و گیر دادن‌های این مرد کنار نمی‌آید. ماتی، خدمتکار مردی است که عاشق نورا شده و دلش می‌خواهد با اسب آقا نورا را از این عمارت دور کند اما کشک او را می‌کشد و بعد پلیس به دنبال گزارش مردم برای یافتن قتل و قاتل و مقتول پا به این خانه می‌گذارد و جست‌وجو می‌کند و بعد به دنبال آن نورا نیز کشته می‌شود. اما کشک می‌داند که این خواب و خیالی بیش نیست اما پلیس اصرار می‌ورزد که در این عمارت قتل‌هایی انجام شده و کشک هم انکار می‌کند چون آنچه اتفاق افتاده از طریق روایت دستگاه تایپ فقط بر کاغذ حک شده است و نمی‌تواند واقعیت داشته باشد.

سازه اجرا طوری است که بین واقعیت و مجاز در رفت و آمد باشد؛ چنان‌چه در سمت راست صحنه انگار به جهنم متصل است و در روبرو به بیرون و برف… تماشاگر هم جزیی از اجراست که در کنار و گوشه‌ها به تماشای این روایت پیچیده و تو در تو نشسته است. بازیگران عجق و وجق گریم شده‌اند و لباس‌های شیکی بر تن کرده‌اند و آنچه در این عمارت بیش از هر چیزی دیده می‌شود همانا درهای سفید و بی‌شماری است که پیوسته باز و بسته می‌شود و این آدم‌ها از آنها آمد و شد می‌کنند و این وضعیت دچار نوعی طنز هم هست که زنی سیاهپوش هر کس را که بخواهد دچار مرگ می‌کند و دختری کنجکاو و معجزه‌آسا اینان را زنده می‌کند درست مثل کارتون‌ها که عاری از مرگ واقعی است و این خود باعث تکرار کشمکش‌ها و زد و خوردها و طولانی شدن رویدادها خواهد شد.

بنابراین این پسامدرن پیچیده به دنبال بیان یک امر نسبی برآمده که انگار از زمین تا بی‌کرانه‌ها را در برگرفته و در آن یک حالت برزخی و دوزخی ایجاد می‌کند که باورهای ذهنی بشر را به چالش بکشد. اینکه دو تا ماتی و دو تا کشک است برای درهم شکستن خط واقعی روایت است و اینکه این‌ها بارها با شلیک اسلحه می‌میرند و زنده می‌شوند بیانگر اصول غیر متعارف در استقرار چیزی غیرواقعی است و این خواب و خیال می‌تواند از آن کشک باشد که دارد تند تند می‌نویسد اما نوشته‌هایش مطلوب دلش نخواهد بود و همه علیه او هم‌دستی و دسیسه می‌کنند که روایت را طور دیگری رقم بزنند و آن‌گونه که قصد و غرض نویسنده و کارگردان نمایش هست هیچ چیزی پیش نرود.

در این حیرانی‌ها یک روایت جنایی و پلیسی در شرف انجام است بی‌آنکه بخواهد پای بندی خود را به قواعد بازی نشان دهد و مدام ضمن تخطی از آن اصول به دنبال آشنایی‌زدایی از همه چیز است که در این رفت و برگشت‌های متعدد چگونه است که باید ماتی اسب را بدزدد و کشته شود و بعد اصرارهای زن در مخالفت با مردش، کشک را وابدارد که از شر او هم خلاص شود.

بنابراین ملغمه‌ای از تکنیک‌های تئاتری و ادبیاتی و ارائه فرم‌های تازه‌تر بیانگر یک وضعیت نسبی گرایانۀ پسامدرن هست که دلمان را به ابعاد تازه‌ای از کشمکش‌ها سوق می‌دهد و جاذبه‌های بصری و نمایشی بسیاری را تدارک می‌بیند که بیشتر سرگرم شویم و البته در این حالت شاید حسادت و عواقب ناشی از آن برجسته شود اما در قیاس با اتللوی مغربی (اثر جادوانۀ ویلیام شکسپیر) نمی‌تواند این حسادت منجر به درک حسی و عاطفی از پیامد این حس منفی شده بشود. بنابراین رابطه حسی در آن کمرنگ و شاید نیز بی‌رنگ شده باشد اما درنگ عاطفی به ملاحظه اندیشیدن و خلوت پس از اجرا گریبانگر خواهد بود با این پرسش اساسی‌تر که واقعاً ما در اسب چه دیده‌ایم؟ و در اینجا چگونگی بیان و شیوۀ اجرا به چشم می‌آید که زحمات بی‌دریغی کشیده شده است. حالا میزان موفقیت و عدم موفقیت بحث دیگری است و باید در همین بازاندیشی‌ها به آن دست یافت.

به هر تقدیر اسب نمایشی متفاوت با آثار خود دادگر است و البته نیروی جوان‌تری در این بازی به کار گرفته شده‌اند که به ملاحظه این توان بازی‌ها هم قابل پذیرش می‌شود اما شاید دختری که نقش نورا را بازی می‌کند از همه مهم‌تر می‌شود چون هم نقش‌اش بیشتر نمود می‌یابد و هم بازی‌اش به لحاظ بدن و بیانی که در خدمت این نقش است. بقیه هم در لحظه خودی نشان می‌دهند و سعی می‌کند درست حرکت کنند، به ویژه در این ملاحظات غیر خطی که همه مثل مهره‌های شطرنج غیر مترقبه حرکت می‌کنند و تند شوندگی‌ها و کند شوندگی‌ها نیز تعاریف وارد بر ضرباهنگ و هماهنگی را نمایان می‌سازند و این خود پیش برنده نمایش و در ایجاد فضا بسیار مؤثر است. هر چند این‌ها چندان حضور باورمندی در این شلوغی و هیاهو ندارند چون دقیقاً معلوم نیست که در این رویدادها و روابط انسانی چه کاره‌اند و چه نقش موثری دارند؟ انگار همین‌ها طوری پیوست شده‌اند به اصل و اساس نمایش اما بهتر است که خط و ربط غیر منطقی اینان را باورپذیر کنیم. بازی‌ها به لحاظ بیان بدنی در خور تأمل هست اما هنوز در بیان کلامی اکثراً نیازمند تمرین هستند و باید که بر گرمای نفس‌ها و برد و دامنه صدای‌شان بیفزایند و خود دادگر هم در جایی نشسته که کمتر شنیده می‌شود و برخی به شوخی می‌گویند که خودش بدتر از بقیه بازی می‌کرد! و شاید بازی نکردن‌اش برای هدایت این بازیگران بهتر و موثرتر می‌بود.

نوشته نقدی بر نمایش “اسب” به کارگردانی آرش دادگر اولین بار در مجله نگاه فرد پدیدار شد.

]]>
http://negahefard.ir/4071-2/feed/ 2
نگاهی به “ویروس” به نویسندگی و کارگردانی سعید خیراللهی http://negahefard.ir/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d9%88%db%8c%d8%b1%d9%88%d8%b3-%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af-%d8%ae%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87%db%8c/ http://negahefard.ir/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d9%88%db%8c%d8%b1%d9%88%d8%b3-%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af-%d8%ae%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87%db%8c/#comments Thu, 25 Jan 2018 12:45:54 +0000 http://negahefard.ir/?p=4044 حسن پارسایی: “ویروس” موضوع ساده‌ای دارد که به تدریج با وارد شدن خرده موضوع‌های مرتبط از نظر موضوع و ساختار، دامنه‌دارتر و فراگیرتر می‌شود. برجسته‌ترین و جذاب‌ترین ویژگی نمایش‌های خیابانی، استفاده به‌جا و به‌روز از داده‌ها و داشته‌های اجتماعی و سیاسی است که معمولاً رسانه‌ها، روزنامه‌ها و افواه مردم مهم‌ترین و اصلی‌ترین منابع اولیه آن‌ها …

نوشته نگاهی به “ویروس” به نویسندگی و کارگردانی سعید خیراللهی اولین بار در مجله نگاه فرد پدیدار شد.

]]>

حسن پارسایی: “ویروس” موضوع ساده‌ای دارد که به تدریج با وارد شدن خرده موضوع‌های مرتبط از نظر موضوع و ساختار، دامنه‌دارتر و فراگیرتر می‌شود.

برجسته‌ترین و جذاب‌ترین ویژگی نمایش‌های خیابانی، استفاده به‌جا و به‌روز از داده‌ها و داشته‌های اجتماعی و سیاسی است که معمولاً رسانه‌ها، روزنامه‌ها و افواه مردم مهم‌ترین و اصلی‌ترین منابع اولیه آن‌ها به شمار می‌روند و البته استفاده از آن‌ها به‌عنوان موضوع اصلی یا جای دادنشان در بطن موضوع محوری نمایش و هم‌زمان ساختاردهی کل اثر، عملاً تضمین محتوایی و ساختاری اولیه‌ای برای شکل‌گیری نهایی یک نمایش گیرا و مردم‌پسند است.

نمایش خیابانی “ویروس” به نویسندگی و کارگردانی سعید خیراللهی از استان ایلام که به‌عنوان یکی از نمایش‌های خیابانی سی و ششمین جشنواره تئاتر فجر در محوطه تئاتر شهر اجرا می‌شود، یکی از اجراهای گیرا، جذاب و بسیار کمیک است. این اجرا موضوع ساده‌ای دارد که به‌تدریج با وارد شدن “خرده موضوع‌های مرتبط” از نظر موضوع و ساختار، دامنه‌دارتر و فراگیرتر می‌شود و به همان نسبت هر چه بیشتر ادامه می‌یابد وجوه کمیک و میزان گیرایی آن افزون می‌شود. موضوع نمایش ساده است؛ مرد و زنی که پسر کوچکی دارند در حال جدا شدن و طلاق نشان داده می‌شوند و سپس نمایش با پرداختن به بزرگ شدن و سرنوشت پسر برجای‌مانده از طلاق، ادامه پیدا می‌کند. این پسر مراحل و موقعیت‌های گوناگون و متناقضی را در رابطه با دنیای مجازی اینترنت و غیره از سر می‌گذراند و در نهایت دنیای واقعی را هم مجازی می‌‌بیند. همین موضوع او را به پوچی و خودکشی وا‌می‌دارد و او در پایان نمایش بالای یک ساختمان بلند می‌رود تا خودکشی کند.

طرح موضوعی فوق تا قبل از پایان نمایش مبتنی بر ژانر “کمدی” است؛ از همان آغاز با بهره گرفتن از تناقضات کمیک ادامه می‌یابد و فقط در پایان نمایش به دلیل خودکشی جوان مورد نظر ژانر اثر به “کمدی تراژدی” و هم‌زمان به‌ علت موزیکال بودن نسبی نمایش به “کمدی تراژدی نسبتاً موزیکال” تغییر ژانر می‌دهد. باید یادآور شد که نمایش عمدتاً کمدی است، آن هم از نوع یک کمدی ناب انتقادی اجتماعی و فقط در صحنه پایانی دگرگون می‌شود. تناقضات موضوعی و این‌که دنیای مجازی اینترنت و سایت‌ها که انعکاس و تأثیرات بیرونی و مستقیمی بر جامعه می‌گذارند تا چه اندازه زندگی جوان‌ها را مختل می‌کند، موضوع اصلی است. این موضوع با اشاره به مابه‌ازاهای مشابه برون‌متنی و برون نمایشی و حتی تاریخی که همگی در کل به سه صورت “کمدی کلامی”، “کمدی رفتار” و به علت جدی و مهم بودن موضوع در قالب “کمدی درام” بر روی صحنه به نمایش درمی‌آیند به حدی اجرا را کمیک و خنده‌آور می‌کنند که تماشاگران همگی با لب‌ها و چهره‌های خندان لحظه‌ای از اجرا چشم برنمی‌دارند.

این نمایش سه بازیگر دارد و بازی هر سه، از جمله سعید خیراللهی و بازی چشمگیر و درخشان مصطفی کولیوند سبب شده یکی از کمیک‌ترین و جذاب‌ترین نمایش‌های خیابانی که نتیجه‌ای تراژیک هم به دنبال دارد ارائه شود.

طراحی صحنه‌های متنوع و میزانسن‌دهی‌ها جملگی به‌جا و نمایشی‌اند، این ویژگی قدرت مانور حرکتی بازیگران را بیشتر و نمایشی‌تر کرده است. ضمناً موقعیت‌های متنوع موضوعی و پرسوناژهای فرعی دیگری که نقششان توسط مصطفی کولیوند ایفا می‌شود، فضاسازی عاطفی، حسی و ذهنی شادی‌بخشی ایجاد می‌کنند که تمام ساحت‌های ذهن و احساس تماشاگران را تسخیر می‌کنند.

نمایش “ویروس” به نویسندگی و کارگردانی سعید خیراللهی همه عناصر و داشته‌های موضوعی و ساختاری یک نمایش خیابانی مردم‌‌پسند را داراست و کثرت موضوعی و تعدد پرسوناژها که به‌گونه‌ای هماهنگ و با ریتمی واحد جلوه‌های اجرایی و نمایشی برجسته‌ای پیدا کرده‌اند، عملاً ثابت می‌کند که همه چیز با تعمق و هوشمندی هنرمندانه‌ای از قبل، طراحی و خوب تمرین شده است، زیرا به‌تناسب تنوع موضوعی حوادث و موقعیت‌ها هیچ صحنه‌ای و میزانسنی شبیه صحنه‌ها و میزانسن‌های دیگر نیست. کارگردانی هنرمندانه و ویژگی‌های خلاقانه سبب شده که اجرا تا آخرین لحظه‌های پایانی‌اش تماشاگران زیاد و کثیر حاضر در محوطه تئاتر شهر را که دور اجرا حلقه زده‌اند با شادی و شور فراوان مجذوب و شیفته خود کند.

برگرفته از هنرآنلاین

نوشته نگاهی به “ویروس” به نویسندگی و کارگردانی سعید خیراللهی اولین بار در مجله نگاه فرد پدیدار شد.

]]>
http://negahefard.ir/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d9%88%db%8c%d8%b1%d9%88%d8%b3-%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af-%d8%ae%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87%db%8c/feed/ 2
نگاهی به نمایش “اتاق ورونیکا” به کارگردانی حسین اکبرپور http://negahefard.ir/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%82-%d9%88%d8%b1%d9%88%d9%86%db%8c%da%a9%d8%a7/ http://negahefard.ir/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%82-%d9%88%d8%b1%d9%88%d9%86%db%8c%da%a9%d8%a7/#respond Thu, 25 Jan 2018 12:36:37 +0000 http://negahefard.ir/?p=4041 کامبیز جهانگیری: نمایش”اتاق ورونیکا” در ستایش بازی آدم‌هاست.  آیرا لوین دو بار جایزه معتبر ادگار آلن پو را به خاطر نگارش داستان‌های اسرارآمیز و یک بار هم جایزه برام استوکر را برای یک عمر فعالیت در زمینه رمان وحشت به دست آورد. شاید معروف‌ترین اثر او در ایران رمان “بچه رزماری” است که رومن پولانسکی …

نوشته نگاهی به نمایش “اتاق ورونیکا” به کارگردانی حسین اکبرپور اولین بار در مجله نگاه فرد پدیدار شد.

]]>

کامبیز جهانگیری: نمایش”اتاق ورونیکا” در ستایش بازی آدم‌هاست.

 آیرا لوین دو بار جایزه معتبر ادگار آلن پو را به خاطر نگارش داستان‌های اسرارآمیز و یک بار هم جایزه برام استوکر را برای یک عمر فعالیت در زمینه رمان وحشت به دست آورد. شاید معروف‌ترین اثر او در ایران رمان “بچه رزماری” است که رومن پولانسکی بر مبنای آن فیلم‌نامه، فیلمی به همین نام را نوشت و کاندیدای دریافت جایزه اسکار شد.

نمایش “اتاق ورونیکا” نوشته لوین که در جشنواره امسال به کارگردانی حسین اکبرپور در روز سی‌ام دی ماه در سالن حافظ روی صحنه رفت و بازیگرانی چون ندا محمدی، منیره الاداغی، بهزاد عرفانیان و محمد جهانیا به ایفای نقش پرداختند.

زندگی سه گانه ورونیکا

“اتاق ورونیکا” نمایشنامه‌ای‌ست معمایی و پیچیده که پرده از نقش بازی کردن آدم‌ها در زندگی عادی خود و نقاب‌های مختلفی که بر چهره می‌زنند، بر می‌دارد و به روابط عمیق بین انسان‌ها و انگیزه‌‌های درونی‌شان برای رسیدن به خواسته‌هایشان می‌پردازد. این نمایش قصد دارد تا در مورد انسان‌هایی با انحرافاتی جنسی، روحی و رفتاری برای رسیدن به آمال و آرزوهایشان و به خاطر سرکوب عقده‌های فرو ریخته کودکی، وارد بازی‌های شومی می‌شوند که منجر به اتفاقات ناگوار و ورطه خطرناکی شده و اطرافیان را درگیر بازی مرگ و زندگی می‌کنند.

شخصیت‌های پیچیده و غریزی نمایش که دائماً بر اثر تمایلات سرکش جنسی با حرکات و نگاه‌های تحریک‌آمیز یا می‌رقصند و یا به خود می‌پیچند، هر کدام ‌دارای ابعاد خاصی از روان‌پریشی و اختلال عصبی هستند که بسیار خوب بازیگران نمایش از پس آن برآمده‌اند. به طور مثال ورونیکا و کنراد- خواهر و برادری با تمایلاتی شدید غریزی و منحرف- و مرد جوانی که او هم با دگرگونی‌های شخصیتی و رفتاری دائماً به دنبال جفت خود می‌گردد، دارای اختلالات جنسی فراوانی هستند که در این میان سوزان- شخصیت به ظاهر نرمال نمایش- که تصمیم می‌گیرد برای فروکش کردن حس کنجکاوی، وارد بازی زن و مردی- که ظاهراً کلفت‌های خانواده‌ای پولدار هستند- می‌شود و از او خواسته می‌شود برای تسکین دل فردی خیالی، ساکن در خانه‌شان شده و نقش دختری لوس و ننر را برای او بازی کند که پس از پوشیدن لباس و یادآوری برخی از خاطراتش، می‌فهمد در دام بزرگی گرفتار شده و سرانجام منجر به مرگ وی می‌شود.

 داستان نمایش درباره دختری است به نام ورونیکا که در ۱۵ سالگی خواهر کوچکترش را کشته و عذاب ناشی از این جنایت باعث می‌شود که به اتفاق برادرش- کنراد- با طعمه قرار دادن دختران جوان، آن‌ها را با فریبکاری و حقه‌‌بازی به خانه‌شان کشانده و پس از کشتن او به دیگر لذایذ حیوانی خود می‌رسند.

نمایش با ایجاد و خلق ” بازی”های غیر نمایشی به گونه بازی در بازی به زیبایی، توسط بازیگران آغاز می‌شود و با واقعیت تلخ و دردناک خاتمه می‌یابد و در راه رسیدن بازی تا واقعیت، تماشاچی آرام آرام از لایه‌های کثیف شخصیت‌های نمایش سر در می‌آورد و به حل معماها و گره‌های داستان می‌پردازد و تا آنجا پیش می‌رود که تماشاچی مرز بین خیال و واقعیت نمایش را از دست می‌دهد. سؤال اساسی که ذهن تماشاچی را در پرده اول با خود درگیر می‌کند این است که آیا لری و سوزان که در صحنه اول نمایش گرفتار یک زوج سالخورده شده‌اند، واقعیت فیزیکی دارند یا خیر؟ و یا سوزان دانشجوی فلک‌زده جامعه‌شناسی در حال بازی کردن با آنهاست و یا شخصیتی است که با پوشیدن لباس– ورونیکا- به خاطر شباهت ظاهری گرفتار این خانواده شده است؟

نمایش در ستایش بازی کردن آدم‌هاست، بازی نه از نوع کاراکترهای خلق شده یک اثر نمایشی، بلکه بازی در نقش‌های مختلف زندگی عادی و روزمره که شاید ما همگی گریبانگیرش هستیم و ناخودآگاه همواره آن بازی‌ها را انجام می‌دهیم، بازی‌هایی رفتارگونه که ما شاید در روز، همیشه هم‌چون ماسکی بر چهره زده و نقش‌های خوب و بد زندگی را بازی می‌کنیم.

آدم‌های صحنه اول نمایش، خوب نقش بازی می‌کنند، مانند زن و مرد مسن و مرد جوان که وقتی در صحنه دوم حقیقت برای تماشاچی روشن می‌شود، می‌توان بهت‌زدگی و میخکوب شدن تماشاچی‌ها را در صورت‌شان به خوبی دید و این شوک‌زدگی وقتی رخت از صورت تماشاچیان برمی‌گیرد که حقیقت نمایش که زن جوان– سوزان– اسیر بازی شوم خانواده بیمار می‌شود. رقصیدن تحریک‌آمیز سوزان با کنراد به همراه زل زدن‌های آنان به یکدیگر و دراز کشیدن سوزان بر روی تخت هر کدام نشانه‌ای ست بر این ادعا که آنان مدام در حال پیروی از غریزه‌شان هستند.

نمایشنامه یک اثر روانشناختی فوق العاده منسجم و جذاب است و هیچ‌گونه نشانه‌ای از ژانر وحشت و دلهره در آن دیده نمی‌شود و بیشتر طرح سؤالات معماگونه در اثر یافت می‌شود، سوالاتی که با اینکه تماشاچی هنوز به پاسخش نرسیده باید به دنبال سؤالات بعدی باشد.

نمایشنامه پایان باز بسیار خوبی دارد؛ ورونیکا دچار از هم گسیختگی هویت می‌شود و خود را فرد دیگری می‌پندارد. او می‌خواهد از اتاقی که در آن زندانی شده رهایی یابد اما همچنان محکوم به اسارت است.

برگرفته از هنرآنلاین

نوشته نگاهی به نمایش “اتاق ورونیکا” به کارگردانی حسین اکبرپور اولین بار در مجله نگاه فرد پدیدار شد.

]]>
http://negahefard.ir/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%82-%d9%88%d8%b1%d9%88%d9%86%db%8c%da%a9%d8%a7/feed/ 0