
تابلوی اتاق هتل اثر نقاش آمریکایی، ادوارد هاپر که در سال ۱۹۳۱ به تصویر درامده است، در اولین نگاه ممکن است پلانی از یک فیلم سینمایی نوآر یا فیلم های قرن بیستمی به نظر بیاید. این تصور ما تا حدی درست است! علاقه هاپر به سینما به قدری زیاد بوده که ما انعکاس آن را در آثارش، از جمله اتاق هتل، مشاهده می کنیم. مهم ترین عاملی که ذهن ما را به سمت شباهت این اثر با فیلم های سینمایی سوق می دهد، ترکیب رنگ نقاشی است که غالباً از رنگ های روشن، خانواده قرمز ها همراه با ترکیبی از رنگ زرد، مکمل آن یعنی سبز و سیاه و سفید ها استفاده شده است.
با اندکی تامل در اثر، پرسپکتیو پس رونده ایی را مشاهده می کنیم که اگر با چشم آن را دنبال کنیم، در نهایت به مستطیلی سیاه در درونی ترین نقطه کادر ( یا همان نقطه گریز پرسپکتیو) می رسیم. و در پس زمینه تصویر، تقسیم بندی های مستطیل شکل هاپر را می بینیم که به خوبی فضاها را از یکدیگر و از پلان جلویی تصویر جدا کرده است. همان طور که از اسم اثر پیداست، فضای اصلی شامل اتاق هتلی می باشد که زنی نشسته بر تخت و غرق در افکار و دنیای خود، تنها نقطه تاکید آن است. فضای اتاق، کوچک، تنگ و خفقان آور است و از آن جایی که در اتاق پنجره ایی هم وجود ندارد، حس خفگی را دو چندان کرده. در قسمت انتهایی تخت، مبل سبز رنگی را مشاهده می کنیم که بی فاصله از تخت قرار گرفته و مقابل آن، زن چمدان هایش را قرار داده است که با این کار، فضایی برای راه رفتن در آن قسمت از اتاق را باقی نگذاشته است. با کمی خیال پردازی و دنبال کردن نشانه های تصویری که هاپر برایمان به جا گذاشته است، می توان حدس زد که احتمالاً همین چند لحظه قبل بوده که زن، قدم به درون اتاق گذاشته، چمدان هایش را کنار مبل قرار داده، لباس، کلاه و کفش هایش را از تن درآورده و هرکدام را در جایی انداخته و با لباس راحتی اش روی تخت نشسته، تکه کاغذی که گفته می شود احتمالاً بلیط قطار است را در دست گرفته و غرق در افکار خویش چنان سر را به زیر انداخته که گویی آینده ایی وجود نخواهد داشت و زمان در همین لحظه متوقف شده است. در اینجا لازم است یادآور شوم که این ویژگی آثار هاپر، برگرفته از تاثیری است که او در سال های ۱۹۰۶ و ۱۹۰۹ در پاریس از آشنایی با مکتب امپرسیونیسم گرفته است و ما اکنون شاهد این تاثیر در کارهایش هستیم. اما برگردیم به زنی که در اتاق هتل، تنها نشسته. کاغذی که زن در دست گرفته تنها، بهانه ایست برای او که بوسیله خیره شدن به آن به دنیای افکارش وارد شود و خود کاغذ شاید نه فقط برای زن بلکه برای هنرمند هم اهمیت چندانی نداشته! تنهایی و سکوتی که زن در آن قرار دارد، آنقدر قدرت دارد که حواس مخاطب را از فضای شلوغ اتاق که به دلیل کوچیک بودن آن باعث شده تمام عناصر، در یکجا جمع شوند، پرت می کند و این اتاق شلوغ، به نظر خالی و خلوت می آید.
آیا حالت زن، تداعی کننده لحظه ایی آشنا نیست؟ به نظر نمی رسد که این صحنه را قبلاً در جایی دیده یا حتی تجربه کرده باشید؟! اگر چنین احساسی دارید، باید به شما بگویم به حس تان کاملاً درست است! ادوارد هاپر با به تصویر کشیدن تنهایی زنی در قرن ۲۰، دریکی از شلوغ ترین و مدرن ترین شهرها، در اتاق هتلی که کوچک ترین اشاره ایی به اسم آن نشده، درواقع تنهایی، دورافتادگی و بیگانگی انسان های به ظاهر مدرنِ امروزی را به تصویر کشیده. موضوعی که انسان مدرن با پیشرفت هرچه بیشتر علم و تکنولوژی، بیشتر با آن دست و پنجه نرم می کند و هاپر به خوبی آن را در کارهایش نمایش می دهد. شاید بتوان دورافتادگی و درگیری این زن با خودش را نمادی از درگیری انسان مدرن با خودش و دیگران و حتی جامعه دانست.
نکته ایی که عمدتاً در آثار هاپر و همچنین در “اتاق هتل” قابل توجه است، نشان دادن سکوت و انزوای انسانی با استفاده از نورهای شدید و سایه های تیز و لبه دار و استفاده از رنگ های روشن است که تضادی جالب را با موضوع انتخابی هنرمند ایجاد می کند که باعث می شود از خود سوال کنیم: چگونه می شود انسانی در چنین دنیای شاد و روشنی تنها باشد؟ و این پرسش، خود عاملی دیگر است برای نشان دادن موفقیت هاپر در نقاشی هایش.





